پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۱

چون کار دلم ز زلف او ماند گره

بر هر رگ جان صد آرزو ماند گره

امید ز گریه بود، افسوس! افسوس!

کآن هم شب وصل در گلو ماند گره

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۳از کعبه، کلیسیا نشینم کردی
  2. رباعی شمارهٔ ۳۴گر بر سر نفس خود امیری، مردی
  3. رباعی شمارهٔ ۳۵آن خر پدرت به دشتِ خاشاک زدی
  4. رباعی شمارهٔ ۳۶دل سیر نگرددت ز بیدادگری
  5. رباعی شمارهٔ ۳۷با داده قناعت کن و با داد بزی
  6. رباعی شمارهٔ ۳۸نارفته به شاه‌راهِ وصلت گامی
همه‌ی رباعیات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.