فهرست اشعار
- بخش ۶۱ زد کلوخی بر هباک آن فزاک
- بخش ۶۲ از دهان تو همی آید غشاک
- بخش ۶۳ خشم آمدش و همان گه گفت: ویک
- بخش ۶۴ ماده گفتا: هیچ شرمت نیست، ویک
- بخش ۶۵ دم سگ بینی ابا بتفوز سگ
- بخش ۶۶ چون فراز آید بدو آغاز مرگ
- بخش ۶۷ ایستاده دیدم آن جا دزد و غول
- بخش ۶۸ چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم
- بخش ۶۹ تا به خانه برد زن را با دلام
- بخش ۷۰ نزد آن شاه زمین کردش پیام
- بخش ۷۱ بس که برگفته پشیمان بودهام
- بخش ۷۲ کرد باید مر مرا و او را رون
- بخش ۷۳ پس شتابان آمد اینک پیرزن
- بخش ۷۴ زش ازو پاسخ دهم اندر نهان
- بخش ۷۵ چون بگردد پای او از پایدان
- بخش ۷۶ مار و غنده کربشه با کژدمان
- بخش ۷۷ تاک رز بینی شده دینارگون
- بخش ۷۸ از همالان وز برادر من فزون
- بخش ۷۹ گر درم داری، گزند آرد بدین
- بخش ۸۰ مرد را نهمار خشم آمد ازین
- بخش ۸۱ ار همه خوبی و نیکی دارد او
- بخش ۸۲ تنگ شد عالم برو از بهر گاو
- بخش ۸۳ گفت: فردا بینیام در پیش تو
- بخش ۸۴ کاش آن گوید که باشد بیش نه
- بخش ۸۵ هیچ گنجی نیست از فرهنگ به
- بخش ۸۶ روی هر یک چون دو هفته گرد ماه
- بخش ۸۷ اخترانند آسمانشان جایگاه
- بخش ۸۸ سوس پرورده به می بگداخته
- بخش ۸۹ پر بکنده، چنگ و چنگل ریخته
- بخش ۹۰ نزد تو آماده بدو آراسته
- بخش ۹۱ سنجد چیلان بدو نیمه شده
- بخش ۹۲ هست از مغز سرت، ای منگله
- بخش ۹۳ بهترین یاران و نزدیکان همه
- بخش ۹۴ پس بیو بارید ایشان را همه
- بخش ۹۵ جای کرد از بهر بودن کازهای
- بخش ۹۶ گفت: ای من، مرد خام کل درای
- بخش ۹۷ بینی و گنده دهان داری و نای
- بخش ۹۸ پیسی و ناسور کون و گربه پای
- بخش ۹۹ آبکندی دور و بس تاریک جای
- بخش ۱۰۰ زشت و نافرهخته و نابخردی
- بخش ۱۰۱ من سخن گویم، تو کانایی کنی
- بخش ۱۰۲ دستگاه او نداند کز چه روی؟
- بخش ۱۰۳ شو، بدان گنج اندرون خمی بجوی
- بخش ۱۰۴ چون یکی جغبوت پستانبند اوی
- بخش ۱۰۵ خم و خنبه پر ز انده، دل تهی
متن اشعار به نقل از گنجور.