پرش به محتوای اصلی
رضاقلی خان هدایت رضاقلی خان هدایت

روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما

بخش ۴۹ - شرف یزدی

و هُوَ مولانا شرف الدین علی، در همهٔ فنون کمالات، قصب السبق از همگنان ربودی و مصاحب سلاطین گورکانیه بودی. احوال خجسته مآلش در تواریخ مسطور و تصانیفش بین المورخین مشهور. حسب الخواهش شاهرخ میرزا تاریخ ظفرنامه تألیف فرموده. غرض، در طریقت مرید سلطان حسین اخلاطی است. کتاب کنه المراد و حلل حقایق التهلیل و مواطن و شرح قصیدهٔ برده از آن جناب است. در سنهٔ هشتصد و پنجاه و شش در یزد وفات یافت. این چند بیت از اشعار فارسیّهٔ اوست:

قطعه

عالمی غرق تحیر به لب بحر وجود

دیده بر موج و کسی را خبر از دریا نیست

سخن از خویش بگو سخرهٔ بیگانه مشو

کاندرین دیر کهن غیر تو کس گویا نیست

صوفی مباش منکر رندان می پرست

کاندر پیاله پرتوی از روی یار هست

رند و است جرعهٔ می از اسباب دنیوی

و آن هم بیفکند ز کف آنگه که گشت مست

شیخ است و صدهزار تعلق ز نیک وبد

پیوسته خلق را پی بدنامی و شکست

وین طرفه‌تر که مردم کوته نظر کنند

آن را خطاب عاصی و این را خداپرست

در آرزوی این که ببوسند دستِ دوست

بسیار سرفدا شده کس را نداد دست

نگشاد در به روی شرف پیر میکده

تا از دیارِ کون و مکان رخت برنبست

گو از سر هر دو کون برخیزد

هر کس که میان ما نشیند

چون در همه جا بجز تو کس نیست

در صومعه کس چرا نشیند

قد برافراخته‌ای چهره برافروخته‌ای

کار خودساخته‌ای خرمن ما سوخته‌ای

تا نیابد خبرِ حسنِ تو غیر از غیرت

همه را دیده فروبسته و لب دوخته‌ای

رباعی

در چشمهٔ شرع کجروم چون خرچنگ

در بیشهٔ دین چو روبهم پر نیرنگ

بر منبرِ علم همچو در کوه پلنگ

در دلقِ کبود همچو در نیل نهنگ

گر جام طرب به مسند جم زده‌ایم

جز باده به دست نیست تا دم زده‌ایم

پیدا شده عالمی و پنهان گشته

تا چشم گشوده‌ایم بر هم زده‌ایم

گه شانه کِش طرّهٔ لیلی باشی

گه در سر مجنون همه سودا باشی

گه آینهٔ جمال یوسف گردی

گه آتشِ خرمن زلیخا باشی

ادامه‌ی روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما

  1. بخش ۵۱ - شوکت بخاراییاز وارستگان زمان خود بوده و در بلاد ایران سیاحت می‌نمود. در اصفهان شیخ محمد علی لاهیجی متخلص به حزین از عرفای متأخرین وی را ملاقات نموده. گفته است که در ایام شتا او را دیدم نمد پاره‌ای بر دوش و سر و پای برهنه در میان برف می‌گذشت و به قدریک شبر برف بر سرش
  2. بخش ۵۲ - شمس شیرازیاسمش شمس الدین عبداللّه. از علوم عقلی و نقلی آگاه بود. خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی و شیخ علی کلا و قوام الدین ابواسحق از تلامذهٔ او، و در خدمتش اکتساب علوم نموده‌اند. سلطان محمد مظفر به وی ارادت داشته. غرض، از اکابر فضلا و حکماست. وفاتش در سنهٔ ۷۷۲ ا
  3. بخش ۵۳ - شرف اصفهانیو هُوَ شرف الدین فضل اللّه. او را از شفروه مِنْمضافات اصفهان می‌دانند که آن را پزده نیز گویند. از مشاهیر فضلاست. رسالهٔ اطباق الذهب که مشتمل است بر صد کلمه در پند و مواعظ و شرح حال اصناف خلایق آن جناب در مقابل اطواق الذهب ز مخشری نوشته. این چند بیت از اشع
  4. بخش ۵۴ - شفایی اصفهانینامش حکیم شرف الدین حسن و افضل فضلای زمن بوده. میرداماد او را تمجید نمود و جامع کمالات صوری و معنوی و حاوی حکمت علمی وعملی. از عالم توحید و تجرید بهره برداشته و در طریقهٔ شعر و شاعری لوای شهرت افراشته. قصاید و غزلیات دلکش به رشتهٔ نظم کشیده و بادهٔ معرفت
  5. بخش ۵۵ - صاین اصفهانی قُدِّسَ سِرُّهاسمش خواجه صاین الدین علی ترکه. از فضلا و حکمای روزگار بوده، در تازی و دری تألیفات فرموده، مِنِ جمله شرح فصوص و کتاب مفاحص و رسالهٔ اسرار الصّلوة و شرح قصیدهٔ ابن فارض است. با سلطان شاهرخ معاصر و در یزد قاضی بوده و بعضی از علماء با وی معارضه داشته‌اند و ت
  6. بخش ۵۶ - صدر شیرازیو هُوَ صدرالمتألهین و فخر المحقّقین، مولانا صدر الدین محمد بن ابراهیم بن یحیی، المعروف به ملاصدرا. ظهورش در زمان سلاطین صفویه، علوم عقلیه و نقلیه را در خدمت عظمای علماء و کبرای حکمای معاصرین خود تحصیل فرموده، مانند جناب سید سند، عارف مجرد مولانا میرابوالق
  7. بخش ۵۷ - صفی اصفهانیو هُوَ مولانا صفی الدین محمد. فاضلی نکته‌پرداز و عالمی بی انباز بوده، تحصیل مراتب ایمانیه نیز نموده. صاحب کتاب لباب وی را بسیار ستوده. غرض، این رباعی از اوست:
  8. بخش ۵۸ - صدرالدّین نیشابوریمعاصر سلاطین خوارزمشاهیّه بوده. تاریخ سلاطین خوارزمشاهیّه تألیف فرموده. بالاخره توفیق رفیقش شد، منصب استیفای دیوان را به فرزند خود بازگذاشته و خود از استیفا استعفا جسته، به عبادت نشسته، به ریاضات شاقّه مشغول و خاطرش از مناصب تعلقات معزول و در مسلک سلوک سا
همه‌ی روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما ←

رضاقلی خان هدایت درباره‌ی رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان متخلص به هدایت (زادهٔ نیمهٔ محرم الحرام ۱۲۱۵ هجری قمری معادل ۱۸ خرداد ۱۱۷۹ هجری شمسی در تهران و درگذشتهٔ ماه ربیع‌الاول سال ۱۲۸۸ هجری قمری معادل ۸ تیر ۱۲۵۰ هجری شمسی تهران) ادیب، شاعر و تذکره‌نویس سدهٔ سیزدهم هجری قمری در ایران در دوران حکومت قاجار بود. وی از ابتدای جوانی شعر می‌سرود و «چاکر» تخلّص می‌کرد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.