پرش به محتوای اصلی
رضاقلی خان هدایت رضاقلی خان هدایت

روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین

بخش ۱۴۰ - مؤمن یزدی

اسمش حسین و ازفضلای زمان خود بوده. در نزد علما و عرفا کسب کمالات ظاهری و باطنی نموده. مدتها به تصفیه و تزکیهٔ نفس اشتغال داشته، آخر لوای سفر عقبی افراشته، بر عالم فانی دامن افشاند و این رباعیات در عالم از او یادگار مانده:

مِنْرباعیّاتِهِ

نتوان به خدا رسید از علم کتاب

حجت نبرد راه به اقلیم صواب

در وادی معرفت براهین حکیم

چون جاده‌هاست در چراگاه دواب

٭٭٭

فعلِ بد ما چو قّصهٔ بوالعجب است

روز همه در فکرت این قصه شب است

تهمت نشتوان به قدرتِ ناقص کرد

حق هم نتوان گفت که ترکِ ادب است

٭٭٭

مؤمن به بدی نیست کسی مانندت

این طرفه که خلق نیک می‌خوانندت

یک چند چنان بدی که خود می‌دانی

یک چند چنان باش که می‌دانندت

٭٭٭

در پهلوی دل وثاقم از ناله پُر است

جانم ز تب ولبم ز تبخاله پر است

از دیدهٔ خونبار که چشمش مرساد

دامان و کنارم ز گلِ لاله پر است

٭٭٭

ما حرص به نیروی قناعت شکنیم

وندر دل خلق خارِ منّت شکنیم

پا بر سر تاج کیقبادی ننهیم

آنجا که کُله گوشهٔ همت شکنیم

٭٭٭

دل چیست درون سینه سوزی و تفی

تن چیست غم و رنج و بلا را هدفی

القصه به قصد جان ما بسته صفی

مرگ از طرفی وزندگی از طرفی

ادامه‌ی روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین

  1. بخش ۱۴۲ - مرشدی زواره‌ایاسمش مولانا محمد، اصلش از قصبهٔ زَواره و آن از مضافات اردستان از بلوکات اصفهان. از سالکان مسالک حقیقت و مالکان ممالک طریقت، و برادر مولانا سپهری زواره‌ای است. در سنهٔ ۱۰۳۰ وفات یافت. این رباعیات از اوست:
  2. بخش ۱۴۳ - مغربی تبریزی قُدِّسَ سِرُّهُاسم شریف آن جناب مولانا محمد شیرین و از فحول موحدین. با شاهرخ بن تیمور معاصر بود و با کمال خجندی ملاقات نمود. جناب شیخ بهاءالدین عاملی در کشکول نوشته که وی مرید شیخ اسماعیل سمنانی و او مرید شیخ نورالدین عبدالرحمن اسفراینی است. گویند خرقه از شیخ محی الدین
  3. بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزیاسمش میرزا محمد و از افاضل شهر مذکور و به محامد پسندیده و صفات حمیده مشهور. معاصر سلاطین صفویه. دیوانش ملاحظه شد. تخمیناً پنج هزار بیت متجاوز است. قصاید بسیار در مدایح حضرات ائمهٔ اطهار به نظم آورده. مثنویات نیز دارد از جملهٔ: مثنوی در بحر خفیف مسمی به شا
  4. بخش ۱۴۵ - محمد مازندرانی قُدِّسَ سِرُّهُاسمش ملامحمد، ملقب به صوفی، از اهل مازندران بهشت نشان. جامع فضایل نیکو و حاوی خصایل دلجو بود. صاحب آتشکده لقبش را تخلص دانسته و او را اصفهانی خوانده و خالوی مولوی جامی شمرده و چنین نیست به اسم تخلص می‌کند و مازندرانی است و به اتفاق ابوحیان طبیب و مولانا ح
  5. بخش ۱۴۶ - مراد قزوینیسالکی صاحب نفس و فقیری پاک از هوس بوده. این شعر از اوست:
  6. بخش ۱۴۷ - محمد دهلوی عَلَیهِ الرحّمةُنام شریف آن جناب سید محمد گیسودراز مشهور به غریب نواز. از سادات حسینی و از اکابر سلسلهٔ چشتیه و از مریدان شیخ نصیرالدین دهلوی. در گلبرگهٔ دکن ساکن بوده و آشنایان را تربیت می‌نموده. کتاب اسرار الاسماء از اوست:
  7. بخش ۱۴۸ - مؤذّن خراسانیاسمش شیخ محمد علی. از اکابر فضلا و اماجد عرفاست. شیخِ شیخ نجیب الدین رضا و مرید جناب شیخ حاتم از مشایخ سلسلهٔ علیه ذهبیهٔ کبرویه است. با شاه عباس صفوی معاصر و رسالهٔ تحفة العباسیه را به نام وی نوشته. تصانیف و مدایح ائمهٔ اطهار بسیار دارد. از اوست:
  8. بخش ۱۴۹ - مجنون عامری عَلَیهِ الرَّحمهُاسمش قیس بن مزاحم بن قیس و اصلش از قبیلهٔ بنی عامر بود و او به غایت مشهور است و دیوانی دارد معروف. و قیسْنام در عرب متعدد بوده‌اند. از آن جمله بوده قیس بن زریح صاحب لُبْنی و او برادر رضاعی حضرت امام همام حسن بن علیؑبوده. وی نیز از مشاهیر اهل ذوق و عشق است
همه‌ی روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین ←

رضاقلی خان هدایت درباره‌ی رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان متخلص به هدایت (زادهٔ نیمهٔ محرم الحرام ۱۲۱۵ هجری قمری معادل ۱۸ خرداد ۱۱۷۹ هجری شمسی در تهران و درگذشتهٔ ماه ربیع‌الاول سال ۱۲۸۸ هجری قمری معادل ۸ تیر ۱۲۵۰ هجری شمسی تهران) ادیب، شاعر و تذکره‌نویس سدهٔ سیزدهم هجری قمری در ایران در دوران حکومت قاجار بود. وی از ابتدای جوانی شعر می‌سرود و «چاکر» تخلّص می‌کرد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.