پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۱

ای برده رشح جام تو جمشید را ز هوش

وی داده نور رای تو خورشید را ضیا

لب بسته ام ز دعوی اخلاص ز آنکه هست

اظهار دوستی به زبان نوعی از ریا

کم می شوم مصدع اوقات کز پدر

پندی شنیده ام که شنیده است از نیا

کای نور چشم من اگرت هست چشم من

کاخر ز جا بچشم دهندت چو توتیا

از خاص و عام باش نهان کیمیا صفت

منظور خاص و عام شوی تا چو کیمیا

خواهی چو بوریا نشوی پایمال خلق

در پیش خلق فرش مشو همچو بوریا

گردان برای روزی تست آسیای چرخ

تو خود چه گردی از پی روزی چو آسیا

این نکته گوش کن که در این بیت گفته است

ابن یمین که گفته چنین ابن برخیا

ذلیست اندر این که چرا آمدی برو

عزیست اندر آن که چرا نامدی بیا

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳گفتی چه حاجت است ترا تا روا شود
  2. شمارهٔ ۴مژده ایدل که وقت آن آمد
  3. شمارهٔ ۵در صفاهان که ساحت پاکش
  4. شمارهٔ ۶گر بدین گونه که با من زین بیش
  5. شمارهٔ ۷کجاست آن که پیامی ز دلستان برساند
  6. شمارهٔ ۸رسید نامه ای از حضرت وفا و شکفتم
همه‌ی قطعات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.