پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۱۴۹ - نامه به نوشیروان

بزرگمهر، به نوشین‌روان نوشت که خلق

ز شاه، خواهش امنیت و رفاه کنند

شهان اگر که به تعمیر مملکت کوشند

چه حاجت است که تعمیر بارگاه کنند

چرا کنند کم از دسترنج مسکینان

چرا به مظلمه، افزون به مال و جاه کنند

چو کج روی تو، نپویند دیگران ره راست

چو یک خطا ز تو بینند، صد گناه کنند

به لشکر خرد و رای و عدل و علم گرای

سپاه اهرمن، اندیشه زین سپاه کنند

جواب نامهٔ مظلوم را، تو خویش فرست

بسا بود، که دبیرانت اشتباه کنند

زمام کار، به دست تو چون سپرد سپهر

به کار خلق، چرا دیگران نگاه کنند

اگر به دفتر حکام، ننگری یک روز

هزار دفتر انصاف را سیاه کنند

اگر که قاضی و مفتی شوند، سفله و دزد

دروغگو و بداندیش را گواه کنند

به سمع شه نرسانند حاسدان قوی

تظلمی که ضعیفان دادخواه کنند

بپوش چشم ز پندار و عجب، کاین دو شریک

بر آن سرند، که تا فرصتی تباه کنند

چو جای خود نشناسی، به حیله مدعیان

تو را ز اوج بلندی، به قعر چاه کنند

بترس ز آه ستمدیدگان، که در دل شب

نشسته‌اند که نفرین به پادشاه کنند

از آن شرار که روشن شود ز سوز دلی

به یک اشاره، دو صد کوه را چو کاه کنند

سند به دست سیه روزگار ظلم، بس است

صحیفه‌ای که در آن، ثبت اشک و آه کنند

چو شاه جور کند، خلق در امید نجات

همی حساب شب و روز و سال و ماه کنند

هزار دزد، کمین کرده‌اند بر سر راه

چنان مباش که بر موکب تو راه کنند

مخسب، تا که نپیچاند آسمانت گوش

چنین معامله را بهر انتباه کنند

تو، کیمیای بزرگی بجوی، بی‌خبران

بهل، که قصه ز خاصیت گیاه کنند

ادامه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۱ - نغمهٔ خوشه‌چیناز درد پای، پیرزنی ناله کرد زار
  2. شمارهٔ ۱۵۲ - نغمهٔ رفوگرشب شد و پیرِ رفوگر ناله کرد
  3. شمارهٔ ۱۵۳ - نغمهٔ صبحصبح آمد و مرغ صبحگاهی
  4. شمارهٔ ۱۵۴ - نکته‌ای چندهر که با پاکدلان‌، صبح و مسا‌یی دارد
  5. شمارهٔ ۱۵۵ - نکوهش بیجاسیر یک روز طعنه زد به پیاز
  6. شمارهٔ ۱۵۶ - نکوهش بی‌خبرانهمای دید سوی ماکیان بقلعه و گفت
  7. شمارهٔ ۱۵۷ - نکوهش نکوهیدهجُعل پیر گفت با انگشت
  8. شمارهٔ ۱۵۸ - نوروزسپیده‌دم، نسیمی روح‌پرور
همه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.