پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۱۲۱ - گرگ و سگ

پیام داد سگ گله را، شبی گرگی

که صبحدم بره بفرست، میهمان دارم

مرا به خشم میاور، که گرگ، بدخشم است

درون تیره و دندان خون فشان دارم

جواب داد، مرا با تو آشنائی نیست

که رهزنی تو و من نام پاسبان دارم

من از برای خور و خواب، تن نپروردم

همیشه جان به کف و سر بر آستان دارم

مرا گران بخریدند، تا بکار آیم

نه آنکه کار چو شد سخت، سر گران دارم

مرا قلاده بگردن بود، پلاس به پشت

چه انتظار ازین بیش، ز اسمان دارم

عنان نفس، ندادم چو غافلان از دست

کنون بدست توانا، دو صد عنان دارم

گرفتم آنکه فرستادم آنچه میخواهی

ز خود چگونه چنین ننگ را نهان دارم

هراس نیست مرا هیچگه ز حملهٔ گرگ

هراس کم دلی برهٔ جبان دارم

هزار بار گریزاندمت به دره و کوه

هزارها سخن، از عهد باستان دارم

شبان، بجرات و تدبیرم آفرینها خواند

من این قلادهٔ سیمین، از آن زمان دارم

رفیق دزد نگردم بحیله و تلبیس

که عمرهاست به کوی وفا مکان دارم

درستکارم و هرگز نمانده‌ام بیکار

شبان گرم نبرد، پاس کاروان دارم

مرا نکشته، به آغل درون نخواهی شد

دهان من نتوان دوخت، تا دهان دارم

جفای گرگ، مرا تازگی نداشت، هنوز

سه زخم کهنه به پهلو و پشت و ران دارم

دو سال پیش، بدندان دم تو برکندم

کنون ز گوش گذشتی، چنین گمان دارم

دکان کید، برو جای دیگری بگشای

فروش نیست در آنجا که من دکان دارم

ادامه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشایپیرمردی، مفلس و برگشته بخت
  2. شمارهٔ ۱۲۴ - گریهٔ بی سودباغبانی، قطره‌ای بر برگ گل
  3. شمارهٔ ۱۲۵ - گفتار و کرداربه گربه گفت ز راه عتاب، شیر ژیان
  4. شمارهٔ ۱۲۶ - گل بی عیببلبلی گفت سحر با گل سرخ
  5. شمارهٔ ۱۲۷ - گل پژمردهصبحدم، صاحبدلی در گلشنی
  6. شمارهٔ ۱۲۸ - گل پنهاننهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفت
  7. شمارهٔ ۱۲۹ - گل خودروبطرف گلشنی، در نوبهاری
  8. شمارهٔ ۱۳۰ - گل سرخگل سرخ، روزی ز گرما فسرد
همه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.