پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵

ای کنده سیل فتنه ز بنیادت

وی داده باد حادثه بر بادت

در دام روزگار چرا چونان

شد پایبند، خاطر آزادت

تنها نه خفتن است و تن آسانی

مقصود ز آفرینش و ایجادت

نفس تو گمره است و همی ترسم

گمره شوی، چو او کند ارشادت

دل خسرو تن است، چو ویران شد

ویرانه‌ای چسان کند آبادت

غافل بزیر گنبد فیروزه

بگذشت سال عمر ز هفتادت

بس روزگار رفت به پیروزی

با تیرماه و بهمن و خردادت

هر هفته و مهی که به پیش آمد

بر پیشباز مرگ فرستادت

داری سفر به پیش و همی بینم

بی رهنما و راحله و زادت

کرد آرزو پرستی و خود بینی

بیگانه از خدای، چو شدادت

تا از جهان سفله نه‌ای فارغ

هرگز نخواند اهل خرد رادت

این کور دل عجوزهٔ بی شفقت

چون طعمه بهر گرگ اجل زادت

روزیت دوست گشت و شبی دشمن

گاهی نژند کرد و گهی شادت

ای بس ره امید که بربستت

ای بس در فریب که بگشادت

هستی تو چون کبوترکی مسکین

بازی چنین قوی شده صیادت

پروین، نهفته دیویت آموزد

دیو زمانه، گر شود استادت

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۷آهوی روزگار نه آهوست، اژدر است
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۸ای عجب! این راه نه راه خداست
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۹گویند عارفان هنر و علم کیمیاست
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰شالودهٔ کاخ جهان بر آبست
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱آنکس که چو سیمرغ بی نشان است
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲اگرچه در ره هستی هزار دشواریست
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳عاقل از کار بزرگی طلبید
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ای دل، بقا دوام و بقائی چنان نداشت
همه‌ی قصاید ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.