پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷

گردون نرهد ز تندرفتاری

گیتی ننهد ز سر سیه‌کاری

از گرگ چه آمدست جز گرگی؟

وز مار چه خاستست جز ماری؟

بس بی‌بصری، اگرچه بینائی

بس بی‌خبری، اگرچه هشیاری

تو غافلی و سپهر گردان را

فارغ ز فسون و فتنه پنداری

تو گندم آسیای گردونی

گر یک من و گر هزار خرواری

معماری عقل چون نپذرفتی

در مِلک تو جهل کرد معماری

سوداگر درّ شاهوارستی

خرمهره چرا کنی خریداری؟

زنهار! مخواه از جهان زنهار

کاین سفله به کس نداد زنهاری

پرگار زمانه بر تو میگردد

چون نقطه تو در حصار پرگاری

یک چند شوی به خواب چون مستان

ناگه برسد زمان بیداری

آید گه درگذشتنت ناچار

خود بگذری، آنچه هست بگذاری

رفتند به چابکی سبک‌باران_

زین مرحله، ای خوشا سبکباری

کردار بد تو گشت زنگارش

آیینهٔ دل نبود زنگاری

از لقمهٔ تن بکاه تا روزی

بر آتش آز، دیگ مگذاری

بشناس زیان ز سود، تا وقتی

سرمایه به دست دزد نسپاری

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ای شده سوختهٔ آتش نفسانی
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰اگر روی طلب زائینهٔ معنی نگردانی
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱بسوز اندرین تیه، ای دل نهانی
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲همی با عقل در چون و چرائی
همه‌ی قصاید ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.