پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸

سر و عقل گر خدمت جان کنند

بسی کار دشوار ک‌آسان کنند

بکاهند گر دیده و دل ز آز

بسا نرخها را که ارزان کنند

چو اوضاع گیتی خیال است و خواب

چرا خاطرت را پریشان کنند

دل و دیده دریای ملک تنند

رها کن که یک چند طوفان کنند

به داروغه و شحنهٔ جان بگوی

که دزد هوی را بزندان کنند

نکردی نگهبانی خویش، چند

به گنج وجودت نگهبان کنند

چنان کن که جان را بود جامه‌ای

چو از جامه، جسم تو عریان کنند

به تن پرور و کاهل ار بگروی

ترا نیز چون خود تن آسان کنند

فروغی گرت هست ظلمت شود

کمالی گرت هست نقصان کنند

هزار آزمایش بود پیش از آن

که بیرونت از این دبستان کنند

گرت فضل بوده است رتبت دهند

ورت جرم بوده است تاوان کنند

گرت گله گرگ است و گر گوسفند

ترا بر همان گله چوپان کنند

چو آتش برافروزی از بهر خلق

همان آتشت را بدامان کنند

اگر گوهری یا که سنگ سیاه

بدانند چون ره بدین کان کنند

به معمار عقل و خرد تیشه ده

که تا خانهٔ جهل ویران کنند

برآنند خودبینی و جهل و عجب

که عیب تو را از تو پنهان کنند

بزرگان نلغزند در هیچ راه

کز آغاز تدبیر پایان کنند

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰دانی که را سزد صفت پاکی:
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱هفته‌ها کردیم ماه و سالها کردیم پار
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲کارها بود در این کارگه اخضر
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ای سیه مار جهان را شده افسونگر
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ای شده شیفتهٔ گیتی و دورانش
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ای بی خبر ز منزل و پیش آهنگ
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶در خانه شحنه خفته و دزدان به کوی و بام
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷نخواست هیچ خردمند وام از ایام
همه‌ی قصاید ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.