پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

الباب العاشر: البهاریات

۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ هنگام بهار آمد و من بی رخ یار
  2. شمارهٔ ۲ گل آمد و توبهٔ خلایق بشکست
  3. شمارهٔ ۳ شد زنده زمین مرده از لطف بهار
  4. شمارهٔ ۴ ای دلشدگان رخت به بستان آرید
  5. شمارهٔ ۵ گل را چه محل کاو رخ زیبا دارد
  6. شمارهٔ ۶ گل گفت که من ظریف و شهر آرایم
  7. شمارهٔ ۷ می گرچه به هر جای لطیف است، مخور
  8. شمارهٔ ۸ رهوار طرب تاخته گیر، آخر چه
  9. شمارهٔ ۹ تا چند زنی تو از خیال مستی
  10. شمارهٔ ۱۰ ای خورده شراب از قدح مشتاقی
  11. شمارهٔ ۱۱ رو باده و بنگ را بکن در باقی
  12. شمارهٔ ۱۲ بی می همه نوبهار عالم دی تست
  13. شمارهٔ ۱۳ آبی که خللهای دماغ انگیزد
  14. شمارهٔ ۱۴ حالی خواهی چنانک حال مردان
  15. شمارهٔ ۱۵ هر کاو زخری سبزک آید خورشش
  16. شمارهٔ ۱۶ این خوش پسران خوی پلنگ آوردند
  17. شمارهٔ ۱۷ آن را بود از سماع کامی حاصل
  18. شمارهٔ ۱۸ تا ظن نبری که راه حق بی ادبی است
  19. شمارهٔ ۱۹ خواهی که بری تو گوی میدان سماع
  20. شمارهٔ ۲۰ رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
  21. شمارهٔ ۲۱ در عشق زدیده اشک باید سفتن
  22. شمارهٔ ۲۲ در راه طلب دیدهٔ خود را خون کن
  23. شمارهٔ ۲۳ هر صاحب دل که او بر آلت باشد
  24. شمارهٔ ۲۴ هان تا تو مدام دل به مستی ندهی
  25. شمارهٔ ۲۵ جانا چو نئی نیک، بدآموز مباش
  26. شمارهٔ ۲۶ این سکّهٔ زر بین که به پول افتاده است
  27. شمارهٔ ۲۷ در عالم عشق عقیل کُل مدهوش است
  28. شمارهٔ ۲۸ امشب طرب تمام در دلها نیست
  29. شمارهٔ ۲۹ امشب زطرب هیچ اثر پیدا نیست
  30. شمارهٔ ۳۰ ما را زطرب نصیب از آن امشب نیست
  31. شمارهٔ ۳۱ در مذهب ما سماع و مهمانی نیست
  32. شمارهٔ ۳۲ درویش به رقص دست از آن افشاند
  33. شمارهٔ ۳۳ عشقت به بهانه ای به سر شاید برد
  34. شمارهٔ ۳۴ در رقص بتم چو آستین تر می کرد
  35. شمارهٔ ۳۵ عقّال به جز پیروی دل نکنند
  36. شمارهٔ ۳۶ در راه میان رهروان فرق بود
  37. شمارهٔ ۳۷ در راه حقیقتی مجازی شاید
  38. شمارهٔ ۳۸ بدبخت کسی بود که خدمت نکند
  39. شمارهٔ ۳۹ دل وقت سماع بوی دلدار برد
  40. شمارهٔ ۴۰ هرگه که مرا سوی تو آهنگ بود
  41. شمارهٔ ۴۱ جنبیدن درویش مجازی نبود
  42. شمارهٔ ۴۲ در مجمع عشق او صلایی باید
  43. شمارهٔ ۴۳ ای دل به طبیعت نفسی یکتا شو
  44. شمارهٔ ۴۴ بوی دم جان از دم نی می شنوم
  45. شمارهٔ ۴۵ ای دل تو ز نی نالَه و افغان بشنو
  46. شمارهٔ ۴۶ بی روی تو دل کیست چه کار آید ازو
  47. شمارهٔ ۴۷ بوی دم عشق از نفس نی بشنو
  48. شمارهٔ ۴۸ بشنو که نی اسرار نهان می گوید
  49. شمارهٔ ۴۹ نی نکتهٔ عشق را زجان می گوید
  50. شمارهٔ ۵۰ سالک چو مدام از خودی خود خیزد
  51. شمارهٔ ۵۱ با نی گفتم تو را که فریاد زکیست
  52. شمارهٔ ۵۲ نی گفت سر نالهٔ من آن داند
  53. شمارهٔ ۵۳ نی بر سر آب و جویها می روید
  54. شمارهٔ ۵۴ هر ناله که نی زپرده بیرون آرد
  55. شمارهٔ ۵۵ ای قول تو چون زنگله در عالم فاش
  56. شمارهٔ ۵۶ ما بر لگن عشق سواریم چو شمع
  57. شمارهٔ ۵۷ شمعم که چو خاطرم مشوّش گردد
  58. شمارهٔ ۵۸ شمعی که مبارز است و تمکین دارد
  59. شمارهٔ ۵۹ شمعا هستی به سوختن ارزانی
  60. شمارهٔ ۶۰ ای شمع هوای دلفروزی داری

متن اشعار به نقل از گنجور.