پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی الباب العاشر: البهاریات

  1. شمارهٔ ۶۶جا[ئ]ت سلیمان یوم العرض قبّرةٌ
  2. شمارهٔ ۶۷از جهل بود زیره به کرمان بردن
  3. شمارهٔ ۶۸نظمی که به راستی چو وحی اش دانند
  4. شمارهٔ ۶۹گفتم که دلم گفت پریشان باشد
  5. شمارهٔ ۷۰گفتم چشمم گفت سرابی کم گیر
  6. شمارهٔ ۷۱گفتم که منم گفت بکن استغفار
  7. شمارهٔ ۷۲آهم چو شنید گفت بر من به دو جو
  8. شمارهٔ ۷۳بیمار تو را درد نباشد، باشد
همه‌ی الباب العاشر: البهاریات ←

اوحدالدین کرمانی درباره‌ی اوحدالدین کرمانی

وحدالدین حامد بن ابی الفخر معروف به اوحد کرمانی (زادهٔ ۵۶۱ هجری قمری در بردسیر (جواشیر) کرمان – درگذشتهٔ ۳ شعبان ۶۳۵ هجری قمری در بغداد) از صوفیان و رباعی‌گویان مشهور ایران در سده‌های ششم و هفتم هجری است. او در جوانی به بغداد رفت و در آنجا تحصیل کرد و سپس به حلقه مریدان شیخ شمس‌الدین سجاسی (زنده در ۶۰۶ ق) پیوست و از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.