پرش به محتوای اصلی
ابوعلی عثمانی ابوعلی عثمانی

باب دوم

بخش ۲۴ - ابوالقاسم الجُنَیْد بن محمّد

و از این طایفه بود ابوالقاسم الجُنَیْدبن محمّد، سیّد این طایفه است و امام ایشان بود اصل وی از نهاوند بود و مولد وی بعراق بود و پدرش آبگینه فروش بود قواریریش از این گفتندی و فقیه بود، بر مذهب ابوثور بود و صحبت سرّی و حارث محاسبی کرده بود و آن محمدبن علی القصّاب وفات وی اندر سنه سبع و تسعین و مأتین بود.

جنید را پرسیدند کی عارف کیست گفت آنک از سرّ تو سخن گوید و تو خاموش باشی.

و هم او گوید ما تصوّف از قیل و قال نگرفتیم از گرسنگی یافتیم و دست بداشتن آرزو و بریدن از آنچه دوست داشتیم و اندر چشم ما آراسته بود.

جُرَیْری گوید از جنید شنیدم که مردی را همی گفت کی او ذکر معرفت میکرد کی اهل معرفت بخدای عزوجل بجایگاهی رسند کی بترک حرکات بگویند از باب برّ و تقرّب بخدای عزوجل. جنید گفت این قول گروهی باشد که بترک اعمال به گویند و این بنزدیک من منکر است و آنک دزدی کند و زنا کند نکو حال تر بنزدیک من از آنک این گوید و عارفان بخدای تعالی کارها از خدای تعالی فراگیرند و اندر آن رجوع بازو کنند و اگر من هزار سال بزیم از اعمال یک ذرّه کم نکنم مگر مرا از آن باز دارند.

جنید گوید تا توانی منقولات خانه سفالین ساز.

جنید گوید راهها همه بر خلق بسته اند مگر آنک بر اثر رسول صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم رود.

ابوعمرو انماطی گوید از جنید شنیدم که اگر صادقی بهزار سال با خدای گردد پس یک لحظه ازو برگردد آنچ از وی گذشت بیش از آنست کی بیافت.

جنید گوید هر کی حافظ قرآن نباشد و حدیث ننوشته باشد به وی اقتدا مکنید کی علم ما مقیّد است بکتاب و سنّت.

ابوعلی رودباری گوید جنید گفت کی مذهب ما بر کتاب و سنّت بسته است.

جنید گوید که علم ما بحدیث پیغمبر صلّی اللّه علیه وسلّم بستست.

علی ابن ابراهیم الحدّاد گوید حاضر بودم بمجلس ابوالعباس سُرَیج سخنها همی گفت در فروع و اصول کی من عجب بماندم ازان چون آن اندر من بدید گفت دانی از کجاست گفتم قاضی بگوید گفت از برکات مجالست ابوالقاسم جنید.

جنید را پرسیدند کی این علم از کجا یافتی گفت از نشستن برای خدای تعالی سی سال در زیر آستانه و اشارة به آستانۀ در سرای خویش کرد.

و از استاد ابوعلی دقّاق شنیدم که جنید را دیدند تسبیحی اندر دست گفتند با این همه شرف تسبیح بدست می گیری گفت طریقی است که بدین بخدای رسیدم و ازین جدا نشوم.

جنید هر روز بدکان شدی و پرده فروهشتی و هر روز چهارصد رکعت نماز کردی و پس با خانه شدی.

ابوبکر عَطَوی گوید که بنزدیک جنید بودم وقت وفاة وی، قرآن ختم کرد و از سورة البقره هفتاد آیة بخواند و فرمان یافت.

ادامه‌ی باب دوم

  1. بخش ۲۶ - ابوالحسین احمد بن محمّد النوریو ازین طائفه بود ابوالحسین احمدبن محمّدالنوری بغدادی زاده بود خدمت سری کرده بود و از احمدبن ابی الحواری، و از اقران جنید بود وفات او اندر سنه خمس و تسعین و مأتین بود. کار او بزرگ بود و نیکو معاملت و نیکو زبان.
  2. بخش ۲۷ - ابوعبداللّه احمد بن یحیی الجَـّلاو از ایشان بود ابوعبداللّه احمدبن یحیی الجَّلاباصل بغدادی بود، برمله مقام داشتی و به دمشق، از بزرگان و پیران شام بود، صحبت ابوتراب و ذاالنّون و ابوعبید بُسْری کرده بود.
  3. بخش ۲۸ - ابومحمّد روُیَمْ بن احمدو ازین طایفه ابومحمّد روُیَمْ بن احمد باصل بغدادی بود و از پیران بزرگ بود و وفات وی اندر سنۀ ثلاث و ثلثمایه بود و مقری بود و فقیه بر مذهب داود.
  4. بخش ۲۹ - ابوعبداللّه محمّد بن الفضل البلخیو از ایشان بود ابوعبداللّه محمّدبن الفضل البلخی بسمرقند نشستی باصل بلخی بود و از بلخ وی را بیرون کردند و بسمرقند شد و آنجا فرمان یافت، صحبت احمد خضرویه کرده بود و پیران دیگر، ابوعثمان حیری بدو میلی عظیم داشت. وفات او اندر سنۀ تسع عشر و ثلثمایه بود.
  5. بخش ۳۰ - ابوبکر احمد بن نصر الزَّقاق الکبیرو از ایشان بود ابوبکر احمدبن نصر الزَّقاق الکبیر از اقران جنید بود از بزرگان مصر.
  6. بخش ۳۱ - ابوعبداللّه عمرو بن عثمان المکّیو از این طایفه بود ابوعبداللّه عمروبن عثمان المکّی، ابوعبداللّه نِباجی را دیده بود و صحبت ابوسعید خرّاز کرده بود و پیران دیگر، و پیر حرم بود و امام این طایفه اندر اصول طریقت و مرگ وی ببغداد بود اندر سنۀ احدی و تسعین و مأتین.
  7. بخش ۳۲ - سمنون بن حمزهو از ایشان بود سمنون بن حمزه و کنیت وی ابوالحسن بود و گویند ابوالقاسم بود، صحبت سری کرده بود و از آن احمدالقَلانسی و آنِ محمدبن علی القَصّاب و پیران دیگر، و این شعر از وی حکایت کنند کی گفت. و از ایشان بود
  8. بخش ۳۳ - ابوعُبَیْد البُسریو ازین طایفه بود ابوعُبَیْدالبُسری از پیران قدیم بوده است و صحبت ابوتراب نخشبی کرده است.
همه‌ی باب دوم ←

ابوعلی عثمانی درباره‌ی ابوعلی عثمانی

شیخ الامام ابوعلی حسن بن احمد عثمانی از شاگردان زین‌الاسلام ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری است که کتاب رساله قُشیریه یا الرسالة القشيرية في علم التصوف از او را به فارسی برگردانده است. متن رسالهٔ قشیریه از روی نسخهٔ آماده شده به همت همراهان وبگاه تصوف ایرانی به گنجور اضافه شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.