پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قصیده‌ها

شمارهٔ ۵۲ - ذکر مفاخر خان خانان

بیا که با دلم آن می‌کند پریشانی

که غمزه تو نکردست با مسلمانی

زدیده رفتی و مردم همان نفس ، فریاد

که بی تو مردم وآنگه چنین بآسانی

کسی که تشنه لب ناز توست میداند

که موج آب حیات است چین پیشانی

نهشت غمزه اسلام دشمنت که دو روز

محبت تو کنم جمع با مسلمانی

ترحمی نکند حسن بر دلم ، گوئی

که در زمانه یوسف نبود زندانی

که گفت مطلع دیگر چنین نیاری گفت

که تازه سازد از این مطلع‌آفرین خوانی

ادامه‌ی قصیده‌ها

  1. شمارهٔ ۵۴ - در منقبت حضرت ختمی مرتبت (ص)ای دل راهزن که از عرشم
  2. شمارهٔ ۵۵ - حکم و نصایحز خود گر، دیده بر بندی برآنم کام جان بینی
  3. شمارهٔ ۵۶ - تجدید مطلعبخوان خود درآ تا قبله روحانیان بینی
  4. شمارهٔ ۵۷ - در تهنیت تولد فرزند خانخانبود درکتم عدم بکر طبیعت را جای
  5. شمارهٔ ۵۸ - در منقبت مولای متقیاندمی که لشکر غم صف کشد به خونخواری
  6. شمارهٔ ۵۹ - حکمت و موعظتبه سعی جوهر اندیشه راز دین مگشای
  7. شمارهٔ ۶۰ - پند و اندرزشکست رنگ شباب و هنوز رعنایی
  8. شمارهٔ ۶۱ - در ستایش شاهزاده سلیمدگر صفیر طبیعت بساز آگاهی
همه‌ی قصیده‌ها ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.