پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قصیده‌ها

شمارهٔ ۲۴ - در منقبت علی علیه السلام

تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ

که نعل آینه رنگش ندیده رنگ درنگ

اگر بساحت میدان او در آید غم

وگر گشاده شود از هجوم غم دل تنگ

در این هوس که رود همعنان او نفسی

شبانه روز زند شاطر سپهر شلنگ

جهنده ای که بگاه جهندگی شاید

که جوهر تنش آید برون ز جامه تنگ

سبکروی که چنان بردود بزخمه تار

که نغمه لب نگشاید بعرصه آهنگ

اگر کنند مثل طی مساحت اضداد

ز طبع شهد بکامی رود بطبع شرنگ

وگر کنند بوی نسبت درنگ بسهو

شتاب فهم شود بعد از این زلفظ درنگ

زمانه گفت زهی آسمان قوس و قزح

بزیر سینه او چون بدید رنگین تنگ

ستاره گفت که اینک سپهر و چشمه مهر

نشانه سم او دید چون بروی النگ

حساب طول عمل در فضای میدانش

چو عرصه ابد است و شماره فرسنگ

خرد عرایس بکار گفت و منکر شد

ازآنکه دارد از این نام هم بغایت ننگ

منش معارج افکار گفتم و خجلم

ز بهر آنکه نه راضی بود ز رنگ و به رنگ

ادامه‌ی قصیده‌ها

  1. شمارهٔ ۲۶ - در مدح حکیم ابوالفتحچهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل
  2. شمارهٔ ۲۷ - تجدید مطلعای شب هجر تو در دیده خورشید سبل
  3. شمارهٔ ۲۸ - در مدح شاهزاده سلیمنوبهار آمد که افشاند چو حسن یار گل
  4. شمارهٔ ۲۹ - تجدید مطلعچون ز لطف آری ببالین من بیمار گل
  5. شمارهٔ ۳۰ - حسب حالی از خویشتنرفتم ای غم زپی عمر شتابان رفتم
  6. شمارهٔ ۳۱ - تجدید مطلعاز در دوست چگویم بچه عنوان رفتم
  7. شمارهٔ ۳۲ - در مدح میرابوالفتحباز گلبانگ پریشان می‌زنم
  8. شمارهٔ ۳۳ - در مدح شاهزاده سلیمصباح عید که در تکیه گاه ناز و نعیم
همه‌ی قصیده‌ها ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.