پرش به محتوای اصلی
عنصری

عنصری

بحر متقارب

۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ بجستند تاراج و زشتیش را
  2. شمارهٔ ۲ زنی مرتن شاه را بد بلا
  3. شمارهٔ ۳ ز فزیدیوس و ز دیفیریا
  4. شمارهٔ ۴ دل دمخسینوس شد ناشکیب
  5. شمارهٔ ۵ بود مرد آرمده در بند سخت
  6. شمارهٔ ۶ فکندش بیک زخم گردون ز کفت
  7. شمارهٔ ۷ بسی خیم ها کرده بود او درست
  8. شمارهٔ ۸ درآمد در آن خانۀ چون بهشت
  9. شمارهٔ ۹ بچشم اندرون دیده از رون اوست
  10. شمارهٔ ۱۰ به آسیب پای و بزانو و دست
  11. شمارهٔ ۱۱ تنی چند از موج دریا برست
  12. شمارهٔ ۱۲ بصد جای تخم اندر افکند سخت
  13. شمارهٔ ۱۳ ولیکن روانم ز تو سیر نیست
  14. شمارهٔ ۱۴ چو شب رفت و بر دشت پستی گرفت
  15. شمارهٔ ۱۵ مرا هرچه ملک و سپاهست و گنج
  16. شمارهٔ ۱۶ بجوشید لشکر چو مور و ملخ
  17. شمارهٔ ۱۷ سخنور چو رای روان آورد
  18. شمارهٔ ۱۸ برو جست عذرا چو شیر نژند
  19. شمارهٔ ۱۹ اگر بر سر مرد زد در نبرد
  20. شمارهٔ ۲۰ ز بس کش بخاک اندرون گنج بود
  21. شمارهٔ ۲۱ ز بس کینه جوی و دژ آهنگ بود
  22. شمارهٔ ۲۲ ز دریا بخشکی برون آمدند
  23. شمارهٔ ۲۳ سلیسون شه فرّخ اخترش بود
  24. شمارهٔ ۲۴ چو از راستی بگذری خم بود
  25. شمارهٔ ۲۵ نگاری کزو بت نمونه شود
  26. شمارهٔ ۲۶ ز گرمی بر آن کوکبه بانگ زد
  27. شمارهٔ ۲۷ پریچهرگان رزم را دلپسند
  28. شمارهٔ ۲۸ سزد ار چه او نیز تکبر کند
  29. شمارهٔ ۲۹ همه نام کینشان بپرخاش مرد
  30. شمارهٔ ۳۰ به فرزند باقیست کام پدر
  31. شمارهٔ ۳۱ به افرنجه افراطن نامدار
  32. شمارهٔ ۳۲ سخن مر سری را کند تاجدار
  33. شمارهٔ ۳۳ چو میروک را بال گردد هزار
  34. شمارهٔ ۳۴ که فرخ منوس آن شه دادگر
  35. شمارهٔ ۳۵ دمان همچنان کشتی مارسار
  36. شمارهٔ ۳۶ یکی پادشا بود در نیمروز
  37. شمارهٔ ۳۷ ترا هست محشر رسول حجاز
  38. شمارهٔ ۳۸ فرو کوفتند آن بتان را بگزر
  39. شمارهٔ ۳۹ همی از پس رنجهای دراز
  40. شمارهٔ ۴۰ ندید و نبیند ترا هیچکس
  41. شمارهٔ ۴۱ جهاندیده‌ای نام او ذی‌فنوس
  42. شمارهٔ ۴۲ حکیمی بد و نام او مخسنوس
  43. شمارهٔ ۴۳ چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس
  44. شمارهٔ ۴۴ یکی شاه بدنام او بخسلوس
  45. شمارهٔ ۴۵ شمید و دلش موج بر زد ز جوش
  46. شمارهٔ ۴۶ درشتی دل شاه و نرمی دلش
  47. شمارهٔ ۴۷ بیکّی جزیره که نامش بلاش
  48. شمارهٔ ۴۸ مکن روز بر خویشتن بر بنفش
  49. شمارهٔ ۴۹ چو روزی که دارد به خاور گریغ
  50. شمارهٔ ۵۰ فزاینده شان خوبی از چهر ولاف
  51. شمارهٔ ۵۱ کزو بتکده گشت هامون چو کف
  52. شمارهٔ ۵۲ همه دیده پر خون و رخ پر سرشک
  53. شمارهٔ ۵۳ بمردن به آب اندرون چنگلوک
  54. شمارهٔ ۵۴ نشست و همی راند بر گل سرشک
  55. شمارهٔ ۵۵ نیابد همی کوهکان سیم پاک
  56. شمارهٔ ۵۶ به پیشش بغلتید وامق بخاک
  57. شمارهٔ ۵۷ همی گفت و پیچید بر خشک خاک
  58. شمارهٔ ۵۸ همانگه سپاه اندر آمد بجنگ
  59. شمارهٔ ۵۹ ابا ویژگان ماند وامق بجنگ
  60. شمارهٔ ۶۰ بتندید عذرا چو مردان جنگ

متن اشعار به نقل از گنجور.