پرش به محتوای اصلی
عنصری عنصری

قصاید

شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی

از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار

در دست مشک دارم و در دیده لاله زار

بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ

با لاله کار دارم از آن روی لاله کار

ماندست چون دل من در زلف او اسیر

رخسار آبدارش در زلف تابدار

گه بنددش بحلقه و گه داردش اسیر

تا همچنانکه اوست سیه گشت و بیقرار

سرو و مه و بنفشه ببستان بهل که او

ماهیست پر بنفشه و سرویست پر کنار

گفتم ستاره دارد در نوش تا بکرد

نوش ستاره دارش چشمم ستاره بار

از عشق خیزد انده ، تا کی بلای عشق

در عشق خیر نیست من و نعت شهریار

سلطان عصر شاه جهان سید ملوک

مسعود فخر عالم و آرایش تبار

شد روزگار بندۀ او زانکه ننگرد

از روزگار جز بخداوند روزگار

تا کامگار گشت بشاهی و خسروی

یکدم زدن نگشت برو خشم کامگار

شاها ز مرکب تو شگفت آیدم همی

کش تن بیافرید خداوند از وقار

بیرون جهد ز دایره گر برکشی عنانش

وندر جهد چو ران بفشاری بچشم مار

اندر هوا چو باد و بباد اندرون چو کوه

وز بار او زمین نتواند کشید بار

جسمش سپهر و زین قمر و تنگ آفتاب

عزمش عنان و حزم لگام و قضا چدار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۹ - در مدح محمد بن ابراهیم طائینه خفته ست آن سیه چشم و نه بیدار
  2. شمارهٔ ۴۰ - در مدح امیر نصر بن ناصرالدین سبکتگینگر از عشقش دلم باشد همیشه زیر بار اندر
  3. شمارهٔ ۴۱ - در مدح امیر نصر بن ناصرالدیننگاری که بد طیلسان پرنیانش
  4. شمارهٔ ۴۲ - در مدح سلطان محمود غزنویمهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال
  5. شمارهٔ ۴۳ - قصیدهٔ ذیل متعلق به غضائری است که عنصری در قصیدهٔ خود که بدنبال خواهد آمد بانتقاد و خرده گیری از آن پرداخته استاگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال
  6. شمارهٔ ۴۴ - در مدح سلطان محمود و انتقاد از قصیدهٔ غضائریخدایگان خراسان و آفتاب کمال
  7. شمارهٔ ۴۵ - قصیدهٔ ثانی غضایری که در جواب عنصری گفته استپیام داد بمن بنده دوش باد شمال
  8. شمارهٔ ۴۶ - در مدح سلطان محمودنوروز بزرگ آمد آرایش عالم
همه‌ی قصاید ←

عنصری درباره‌ی عنصری

ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسی‌گوی بلخ، مشهور به عنصری بلخی در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملک‌الشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت. دولتشاه سمرقندی در تذکرهٔ خویش در باب عنصری چنین می‌ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.