پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

قطعات و مثنویات

۳۴.قطعه

ز خلخال اگر سفله را پادشاه

به دولت مربی شود سال و ماه

شکوهش به تاج کیانی دهد

ز چوپانی اش مرزبانی دهد

ز پا چارق و گیوه بازش کند

ز خلخال زر سرفرازش کند

نشاند به مسند ز فراشی اش

در ایران کند قورچی باشی اش

سراپای پر پینه اش نو کند

به حکمش امیر قلمرو کند

پی رفع چرک کثافت گری

دهد کارزونش پی کازری

به این تربیت ها و این عز و جاه

به این وسعت حال و این دستگاه

همان چرک بخل از کثافت به جا است

همان سفلگی ها زخست به جا است

نگردد مسش زر به این کیمیا

که دردی بود سفلگی بی دوا

ندانم چرا این شهنشاه ترک

بزرگان کند خرد و خردان بزرگ

ادامه‌ی قطعات و مثنویات

  1. ۳۶.به اسم امیناهر دم آن ترک آتشین جولان
  2. ۳۷.به اسم حسینتا به زلف تو داشت روی امید
  3. ۳۸.به اسم معزطره ی زلف تو گردد سرگران
  4. ۳۹.به اسم عاشورکرده است آیینه منظور نظر
  5. ۴۰.به اسم حسامحریفانه تا چیده ای این بساط
  6. ۴۱.به اسم میناشمع را پرده ی فانوس جمال افزاید
  7. ۴۲.به اسم اللهدلا چند در دام خالی اسیر
  8. ۴۳.به اسم محمداگر اره بر فرقم از ابتلاست
همه‌ی قطعات و مثنویات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.