پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۶۰

گریه عاشقان سحر باشد

که سحر گریه را اثر باشد

حالت عاشق این بود جاوید

که لبش خشک و دیده تر باشد

راز عشقش چه جوئی از عقلا

عاقل عشق بی خبر باشد

عقل با عشق هم ترازو نیست

سنگ این دیگر آن دگر باشد

هیچ برجا ز عقل نگذارد

هرکجا عشق در گذر باشد

اینقدر طاقتش کجاست که عقل

ناوک عشق را سپر باشد

عشق مغز است و عقل همچون پوست

پوست از مغز بهره ور باشد

تا بود نور عشق منظورش

سوی عقلش کجا نظر باشد

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۶۲دنیا مطلب که نیست جاوید
  2. شمارهٔ ۶۳خرم دل یاری که نگارش چو سفر کرد
  3. شمارهٔ ۶۴ای ز لبت کام ما چون نیشکر لذیذ
  4. شمارهٔ ۶۵بیا ای از رخت چشم بدان دور
  5. شمارهٔ ۶۶ای بیخبر از وفای دیگر
  6. شمارهٔ ۶۷سرنهادم برت بخاک نیاز
  7. شمارهٔ ۶۸بهار آمد ای بلبل خوش نفس
  8. شمارهٔ ۶۹درآمد از درم مه خلعتی دوش
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.