پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۱۵

زهی روی تو خورشید جهانتاب

ندارد بی تو خورشید جهان تاب

مگر می خورده کامروز چشمت

ز رنجوری و مخموریست در خواب

طبیبم چون تب عشقت فزون دید

علاجش از لبت فرمود عناب

نصیحت گرچه اول تلخ داروست

درآخر هست شیرین همچو جلاب

سرشکم گر نگیرد دامن دوست

بگیرد دامن صحرا چو سیلاب

درآن مجمع پریشانی مبادا

که آنجا جمع میباشد احباب

چنین گوهر که نور از خامه افشاند

چه نزد اهل دل دریست نایاب

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۱۷مرا در خلوت دل خانه هست
  2. شمارهٔ ۱۸روی تو که رشگ آفتابست
  3. شمارهٔ ۱۹سحرگاهان که بگشاده در دوست
  4. شمارهٔ ۲۰ای صبح وصال ما ز رویت
  5. شمارهٔ ۲۱بدل عمریست می ورزم خیالت
  6. شمارهٔ ۲۲بدل بنشسته تا نقش خیالت
  7. شمارهٔ ۲۳ساقیا جرعه شراب کجاست
  8. شمارهٔ ۲۴ای آنکه ترا بمن نظر نیست
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.