پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۱۰۵

ای خفته دراین سرای فانی

برخیز که رفت زندگانی

عمرت بچهل رسید و ترسم

در جهل چو کودکان بمانی

پیرانه سر از خدا طلب کن

علمی که ترا دهد جوانی

وان علم کجا کنی تو معلوم

تا ابجد عشق را نخوانی

صد حرف ز نقطه شناسی

گر علم شریف عشق خوانی

بی معرفت خدای هیچست

هم علم بیان و هم معانی

از دفتر فضل اوست حرفی

این چار کتاب آسمانی

چون قدرت فضل خویش ظاهر

میخواست بانسی و بجانی

نقش دو جهان و کاف و نونی

بنمود عیانی و نهانی

ای کرده طمع بدیدن او

گر خام نه ز پختگانی

با دیده دل توانیش دید

کز دیده سر نمی توانی

رب ارنی چو گفت موسی

بشنید جواب لن ترانی

زان پیش که بایدت سبک رفت

در طاعت او مکن گرانی

جز معرفتش دلا فرو شوی

چون نور کتاب نکته دانی

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۱۰۷کهن پیرا چو عهد نوجوانی
  2. شمارهٔ ۱۰۸تو در خوبی باین خوبان نمانی
  3. شمارهٔ ۱۰۹نهان بابر نخواهی گر آفتاب تجلی
  4. شمارهٔ ۱۱۰دم رفتن نکرد او گر وداعی
  5. شمارهٔ ۱۱۱ابروی تو آئینه انوار الهی
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.