پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۱

زهی نام تو سر دفتر کتاب نکته دانی را

بلند از نام تو افسر بسر کنز معانی را

بیا ای ساقی رندان بده جامیکه در دوران

به پیران کهن بخشد ز نو عهد جوانیرا

عجب نبود اگر احیا کند خضر و مسیحا را

لب لعلت که روح آمد حیات جاودانی را

چو خوشبودی بهارو دی بسیر و صحبت یاران

نبودی گر خزان در پی بهار زندگانی را

نگارینا اگر خواهی بهار اندر خزان بینی

بروی زرد من بنگر سرشک ارغوانی را

سرشک از چشم خون پالا توان بیرون نمود اما

ز دل نتوان برون کردن غم درد نهانی را

سبکروحانه گر خواهی نهی پابر سر گردون

برو چون نور بیرون کن ز سر این سرگردانی را

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۳برافکن پرده از رخسار یارا
  2. شمارهٔ ۴نموده رخش تا جمالی مرا
  3. شمارهٔ ۵روا مدار که با خنجر ستم ما را
  4. شمارهٔ ۶بدست غیر مده زلف پرشکن یارا
  5. شمارهٔ ۷اگر چه رفتی و کشتی ز دوریت ما را
  6. شمارهٔ ۸ای عشق تو مدعای دل ها
  7. شمارهٔ ۹عمری طلب رازی کردم به در دل‌ها
  8. شمارهٔ ۱۰الصلا ای عشق رهبر الصلا
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.