پرش به محتوای اصلی
نظامی نظامی

مخزن الاسرار

بخش ۴۹ - داستان ملک‌زاده جوان با دشمنان پیر

قصه شنیدم که در اقصای مرو

بود ملک‌زاده جوانی چو سرو

مضطرب از دولتیان دیار

ملک بر او شیفته چون روزگار

تازگی‌اش را کهنان در ستیز

پر خطر او ز‌آن خطر نیم خیز

یک شب از آن فتنه پر اندیشه خفت

دید که پیر‌یش در آن خواب گفت

که‌ای مه نو برج‌ِ کهن را بکن

و ای گُلِ نو شاخِ کهن را بزن

تا به تو بر ملک مقرر شود

عیش تو از خوی تو خوش‌تر شود

شه چو سر از خواب گران بر گرفت

آن دو سه تن را ز میان برگرفت

تازه بنا کرد و کهن در نوشت

ملک بر آن تازه مَلِک تازه گشت

رخنه‌کُنِ مُلک سرافکنده به

لشگر بد عهد پراکنده به

سر نکشد شاخ نو از سرو بن

تا نزنی گردن شاخ کهن

تا نشود بسته لب جویبار

پنجهٔ دعوی نگشاید چنار

تا نکنی رهگذر چشمه پاک

آب نزاید ز دل و چشم خاک

با تو برون از تو درون پروری‌ست

گوش تو‌ را نیک نصیحت‌گر‌ی‌ست

یک نفس آن تیغ برآر از غلاف

چند غلافش کنی ای بر خلاف

آن نفس از حقهٔ این خاک نیست

این حق آن هم‌نفس پاک نیست

پیش چنین کس همگی پیشکش

نام کرم بر همهٔ خویش کش

دولتیان که‌آب و درم یافتند

دولت باقی ز کرم یافتند

تخم کرَم کشت‌ِ سلامت بوَد

چون برسد برگ قیامت بود

یارب  از آن گنج که احسان توست

نقد نظامی سره کن که‌آن تو‌ست

ادامه‌ی مخزن الاسرار

  1. بخش ۵۱ - داستان کودک مجروحکودکی از جملهٔ آزادگان
  2. بخش ۵۲ - مقالت هفدهم در پرستش و تجریدای ز خدا غافل و از خویشتن
  3. بخش ۵۳ - داستان پیر و مریدرهروی از جمله پیران کار
  4. بخش ۵۴ - مقالت هیجدهم در نکوهش دورویانقلب‌زنی چند که برخاستند
  5. بخش ۵۵ - داستان جمشید با خاصگی محرمخاصگی‌یی محرم جمشید بود
  6. بخش ۵۶ - مقالت نوزدهم در استقبال آخرتمجلس خلوت نگر آراسته
  7. بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراشدور خلافت چو به هارون رسید
  8. بخش ۵۸ - مقالت بیستم در وقاحت ابنای عصرما که به خود دست برافشانده‌ایم
همه‌ی مخزن الاسرار ←

نظامی درباره‌ی نظامی

حکیم ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی ابن مؤید نظامی شاعر معروف ایرانی در قرن ششم هجری قمری است. وی بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۴۰ هجری قمری در شهر گنجه متولد شد. وی از فنون حکمت و علوم عقلی و نقلی و طب و ریاضی و موسیقی بهره‌ای کامل داشته و از علمای فلسفه و حکمت به شمار می‌آمده است. مهمترین اثر وی «پنج گنج» یا «خمسه» است. دیوان اش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.