پرش به محتوای اصلی
نظامی نظامی

خسرو و شیرین

بخش ۱۱۴ - نتیجه افسانه خسرو و شیرین

تو کز عبرت بدین افسانه مانی

چه پنداری مگر افسانه خوانی

درین افسانه شرطست اشک راندن

گلابی تلخ بر شیرین فشاندن

بحکم آنکه آن کم زندگانی

چو گل بر باد شد روز جوانی

سبک رو چون بت قبچاق من بود

گمان افتاد خود کافاق من بود

همایون پیکری نغز و خردمند

فرستاده به من دارای در بند

پرندش درع و از درع آهنین‌تر

قباش از پیرهن تنگ آستین‌تر

سران را گوش بر مالش نهاده

مرا در همسری بالش نهاده

چو ترکان گشته سوی کوچ محتاج

به ترکی داده رختم را به تارج

اگر شد ترکم از خرگه نهانی

خدایا ترک زادم را تو دانی

ادامه‌ی خسرو و شیرین

  1. بخش ۱۱۶ - در خواب دیدن خسرو پیغمبر اکرم راچنین گفت آن سخن‌پرداز شب‌خیز
  2. بخش ۱۱۷ - نامه نبشتن پیغمبر به خسروخداوندی که خلاق‌الوجود است
  3. بخش ۱۱۸ - معراج پیغمبرشبی رخ تافته زین دیر فانی
  4. بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتابنظامی هان و هان تا زنده باشی
  5. بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی راچو داد اندیشهٔ جادو دماغم
  6. بخش ۱۲۱ - تأسف بر مرگ شمس‌الدین محمد جهان پهلوانچه می‌گفتم سخن محمل کجا راند
همه‌ی خسرو و شیرین ←

نظامی درباره‌ی نظامی

حکیم ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی ابن مؤید نظامی شاعر معروف ایرانی در قرن ششم هجری قمری است. وی بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۴۰ هجری قمری در شهر گنجه متولد شد. وی از فنون حکمت و علوم عقلی و نقلی و طب و ریاضی و موسیقی بهره‌ای کامل داشته و از علمای فلسفه و حکمت به شمار می‌آمده است. مهمترین اثر وی «پنج گنج» یا «خمسه» است. دیوان اش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.