پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۳۰

کشور جان مرا سلطان تویی

نه همی سلطان که جان جان تویی

ساختی دل را در آن کشور امیر

عقل و فکر این یک دبیر، آن یک وزیر

امتحان را گو امیری چون کند

این وزیری آن دبیری چون کند

در کمین بگذاشتی خیل هوس

ره گشادی سوی دل از پیش و پس

ناگهان بیرون شد آن خیل از کمین

نه اثر بگذاشت از آن نه ازین

جانشین آن امیر اماره شد

شد هوا چیره، خرد بیچاره شد

ابلهی بر صدر دانش جا گزید

دست غفلت نامهٔ فکرت درید

گر نه عون تو شَوَدْشان دستگیر

تا ابد مانند مسکین و اسیر

ای خداوند دل ای سلطان جان

این اسیران هوس را وارهان

بس دلیر است این هوس اندر مصاف

لشگری از قاف دارد تا به قاف

میل تا میلش سپه از میلها

از خیالش خیلها در خیلها

هر دو عالم گوشه‌ای از گاه اوست

شادی و غم توشه‌ای از راه اوست

در وی افسون درنگیرد یا فنی

پهلوانی باید و خصم افکنی

قهرمانی پر دلی خونخواره‌ای

تا که سازد در مصافش چاره‌ای

آزمودم عقل را در کار نفس

نیست در وی طاقت پیکار نفس

در مصاف این دغل مردی فرست

در علاج این مرض دردی فرست

مرد را دردی بباید، درد کو

درد را مردی بباید، مرد کو

گردها دیدیم و در وی مرد نه

مردها دیدیم و در وی درد نه

عقل گرد این ره و مرد است عشق

عشق هم مرد است و هم درد است عشق

عقل دل را کی رهاند از هوس

مرد میدان هوس عشق است و بس

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳۲شب نگردد روشن از نام چراغ
  2. شمارهٔ ۳۳باز این دیوانه ی بگسسته بند
  3. شمارهٔ ۳۴یاربت بر لب ولی دل غافل است
  4. شمارهٔ ۳۵درگذشتی از من ای رب رحیم
  5. شمارهٔ ۳۶ملک چاکر خدیوا پادشاها
  6. شمارهٔ ۳۷شهنشاه دریا دل ابر کف
  7. شمارهٔ ۳۸ستایش خداوند بخشنده را
  8. شمارهٔ ۳۹نفس شوم تو چاه تاریک است
همه‌ی مثنویات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.