پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات بازمانده

بار غم بر دل و دل بر سر زلفش ترسم

بار غم بر دل و دل بر سر زلفش ترسم

که گرانی کند و بگسلد این رشته زهم

ای نسیم سحر آهسته بر آن زلف گذر

که زگستاخی تو سلسله ها خورد بهم

گر توانی رخش ای شام بپوشان در زلف

ورنه با طلعت او شب نشود در عالم

باز وسواس خرد راه بدل جست ای عشق

قدمی جانب ما غمزدگان نه ز کرم

تو نشینی و نشان باز نماند زانده

تو خرامی و اثر باز نماند از غم

دست بگشای و ببین دل پی دل بر سروت

پای بگذار و ببین جان پی جان زیر قدم

تو و آن ناز که بر جور فزایی ز نیاز

من و آن عجز که بر مهر فزایم ز ستم

ای که یک لحظه غمینت نتوانم دیدن

از چه یا رب نپسندی تو مرا جز باغم

با خیال تو بهر لحظه خیالیست مرا

او همی لیس و لا گوید و من کان نعم

چه غم انگیز نشاطی تو برون روز ز بساط

تا رسد گنجی بی رنج و نشاطی بی غم

ادامه‌ی غزلیات بازمانده

  1. این همان دشت و من خسته همان نخجیرماین همان دشت و من خسته همان نخجیرم
همه‌ی غزلیات بازمانده ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.