پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

قصاید

شمارهٔ ۳۱ - ایضا در منقبت امام هشتم

سیم و زر از بهر چیست وقف کرم داشتن

بر همه کردن نثار وز همه کم داشتن

سر به فلک می کشد ابر ز در ریختن

خاک به سر می کند کان ز درم داشتن

شیوه آزادگان دادن و نگرفتن است

عیب کریمان بود سود و سلم داشتن

همت دونان بود شاد به قسمت شدن

سنت خاصان بود ز آمده غم داشتن

سیرت مردان عشق پیش بلا رفتنست

بر هدف جان به زخم حمد رقم داشتن

معنی موعود را یافتن اندر وجود

صورت موجود را محو عدم داشتن

سور گرفتن به سوک، نوش مکیدن ز نیش

زندگی از مردگی، شهد ز سم داشتن

چشم گشادن به سر، وجد نمودن به دل

عقل نهادن ز سر، هوش بدم داشتن

داد ازین مشت زرق دلق سیاهان عصر

هست همه کارشان، نور ظلم داشتن

جای ورع کرم وار، فرد و مجرد شدن

گاه طمع نحل وار، خیل و حشم داشتن

بر سر خوان ها چو مور، صف زدن و تاختن

از صف هیجا چو گور، وحشت و رم داشتن

در نظر دوستان، لاف فضیلت زدن

از سخن آشنا گوش اصم داشتن

داد ز سهو فقیر، آه ز لهو امیر

تا به کی ایام را نسخه سقم داشتن

ننگ ازین طور بد خاتم جمشید را

ملک به زیر نگین پشت به خم داشتن

شرم ازین رسم زشت، سکه چیپال را

کوب ز پس یافتن، رخ به صنم داشتن

غرق زمین قوم لوط، چند چو کشتی نوح

برشدن از راه پشت، پای شکم داشتن

عرق عوام النسا، بردن از ایوان برون

خیل خواص الرجال، ز اهل حرم داشتن

بر نمط یک نظر، خواستن انواع را

بر قدم یک هنر، مدحت و دم داشتن

بر سر یک حبه خیر، کوس صلا کوفتن

بر سر یک کاسه آش، چتر و علم داشتن

کشت عمل گیرمت لعل درآرد به بار

حسرت شداد بین، باغ ارم داشتن

گیرمت از مال و جاه، سر گردون پری

قدرت نمرود بین، جور و ستم داشتن

زود عنان خرد، از کف شهوت برآر

فتنه بود دیو را خاتم جم داشتن

اخلع نعلیک گفت، زانکه نه در خور بود

حرف تقدس زدن، فکر غنم داشتن

بت شکن و حق گزین، زانکه سزاوار نیست

قبله به دل ساختن، بت به حرم داشتن

چند دلا پی روی جهل خطاپیشه را

بر خرد پیش بین، پیش قدم داشتن

دم به ملایک برآر، عیسی شافی بزای

چند ز هر ناگوار، رنج و الم داشتن

بو که نصیبت شود از نفس محرمی

جان به سخن کاشتن، روح به دم داشتن

شرم «نظیری » کجاست؟ خاک برین همتت

سخره هند آمدن، ملک عجم داشتن

صاحب ادراک را، عیب خردمندیست

کار دنی ساختن، شغل اهم داشتن

پیشه شایسته چیست؟ دیده امید را

بر در شاه رضا، تخم بنم داشتن

از لب حفاظ او، حرز بقا خواستن

وز دم خدام او چشم کرم داشتن

خادم مرقد شدن، وز اثر خدمتش

عمر ابد یافتن فضل قدم داشتن

پیش گرفتن به صدق سیرت اجداد را

عذر سلف خواستن، کار امم داشتن

مفخر دوران شدی، سید اهل سخن

ننگ نمی آیدت از اب و عم داشتن؟

همچو زر بیغشی، زاده دارالعیار

چهره نباید ز شرم، زرد و دژم داشتن

بر اثر تربیت، عیب نمایان بود

در گرانمایه را، عار ز یم داشتن

خط دو ویرانه ده، گو مشور امضا بس است

قاف به قاف جهان، زیر قلم داشتن

تا به سما از سمک دفتر دیوان تست

بهر چه می بایدت، فرش وخیم داشتن؟

عز غنا فانیست، فضل سخن جاودان

پس به چه کار آیدت، خیل و خدم داشتن؟

معرکه بس فتنه زاست کنج سکونی گزین

بیش نمی بایدت، لا و نعم داشتن

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۳ - این قصیده در مرثیه صبیه و برادر دلبند این کمینه گفته شدهخون دشت کربلا می جوشد از مژگان من
  2. شمارهٔ ۳۴ - ایضا این قصیده بعد از مراجعت مکه معظمه به هندوستان در نعت سیدالمرسلین مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان فایض گردیده مطلع اول در تعریف بهاراو بخرامش چو سیل ما همه ویران او
  3. شمارهٔ ۳۵ - مطلع دوم در صفت بهاربرزده فصل بهار سر ز گریبان او
  4. شمارهٔ ۳۶ - مطلع سیوم در صفت شعرشعر مسیح دلست معنی او جان او
  5. شمارهٔ ۳۷ - مطلع چهارم در نعت سیدالمرسلینوادی یثرب کجاست؟ آه ز حرمان او
  6. شمارهٔ ۳۸ - در صفت بنای خانه ممدوحبدر ناهید بزم کیوان جاه
  7. شمارهٔ ۳۹ - این قصیده در تعریف چهره ابوالمنصور جهانگیر پادشاه گفته شدهروشن شود ز فر شهنشاه بارگاه
  8. شمارهٔ ۴۰ - این قصیده در راه مکه معظمه بعد از غارت سارقان مذیل به مدح نواب محمد عزیز اعظم خان منظوم شدهکس به مشهد پروانه ام نماید راه
همه‌ی قصاید ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.