پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

سایر اشعار

شمارهٔ ۶۷

گفتم هوای زلف تو از سر بدر کنم

ترسم کم عمر در سر اینکار سر کنم

از قیل و قال مدرسه نگشود کار دل

رفتم بخانقاه که فکر ذکر کنم

بگرفت دل ز صحبت ابنای روزگار

خرّم دمی که راه خرابات سرکنم

خوش بود دل ز ذوق وصالت ولی چه سود

مهلت نداد هجر که شب را سحر کنم

کارم ز دست رفت یکی دیده باز کن

تا سینه پیش تیر نگاهت سپر کنم

خامان دلفسرده ندارند سوز عشق

تا کی حدیث دل بر هر بیخبر کنم

من کز شراب لعل تو مستم ز روز عهد

دامن کجا ز بادۀ انگور تر کنم

نیرّ هوای صحبت رندانم آرزوست

تا چند همزبانی این گاو و خر کنم

ادامه‌ی سایر اشعار

  1. شمارهٔ ۶۹با سینه غمت را سروکار بست و گرنه
  2. شمارهٔ ۷۰با همه شعلۀ آهی که شب از سینه بر آرم
  3. شمارهٔ ۷۱ - تضمینمنم امروز که در صنعت عشق استادم
  4. شمارهٔ ۷۲ساقیا ساغرِ دوشینه نَبُرد از هوشم
  5. شمارهٔ ۷۳دفتر دانش ما اشگروان پاک بشست
  6. شمارهٔ ۷۴ز هجر از پیش یار افغان نمی‌کردم چه می‌کردم
  7. شمارهٔ ۷۵هوای زلف تو تا جا گرفته در دل من
  8. شمارهٔ ۷۶در حلقۀ گیسوی تو هر حلقه اسیری
همه‌ی سایر اشعار ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.