پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

لآلی منظومه

بخش ۵

ای ز داغ تو روان خون دل از دیدۀ حور

بی تو عالم همه ماتم‌کده تا نفخهٔ صور

خاک‌بیزان به سر اندر سر نعش تو بنات

اشک‌ریزان به بر از سوگ تو شَعْرای عبور

ز تماشای تجلای تو مدهوش کلیم

ای سَرت سِرّ انا الله و سنان نخلهٔ طور

دیده‌ها گو همه دریا شو و دریا همه خون

که پس از قتل تو منسوخ شد آئین سرور

شمع انجم همه گو اشک عزا باش و بریز

بهر ماتم زده کاشانه چه ظلمات و چه نور

پای در سلسله سجاد و به سر تاج یزید

خاک عالم به سر افسر و دیهیم و قصور

دیر ترسا و سر سبط رسول مدنی

آه اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور

تا جهان باشد و بوده است که داده است نشان

میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور

سر بی‌تن که شنیده است به لب آیهٔ کهف

یا که دیده است بمشکات تنور آیهٔ نور

جان فدای تو که از حالت جانبازی تو

در طف ماریه از یاد بشد شور نشور

قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت

حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور

گوش خَضرا همه بر غلغلهٔ دیو و پری

سطح غَبْرا همه پر ولولهٔ وحش و طیور

غرق دریای تحیر ز لب خشک تو نوح

دست حسرت به دل از صبر تو ایوب صبور

مرتضی با دل افروخته لاحول کنان

مصطفی با جگر سوخته حیران و حَصور

کوفیان دست به تاراج حرم کرده دراز

آهوان حرم از واهمه در شیون و شور

انبیا محو تماشا و ملایک مبهوت

شمر سرشار تمنا و تو سرگرم حضور

ادامه‌ی لآلی منظومه

  1. بخش ۷شهید عشق که تنگ است پوست بر بدنش
  2. بخش ۸ - زبانحال از قول حضرت ابی عبدالله در قتلگاه استتا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم
  3. بخش ۹ - مناجات زبانحال از قول آنحضرتالهی اکبر از تو اصغر از تو
  4. بخش ۱۰ - ایضا مناجات از قول حضرت سید الشهداء علیه التحیه و الثناءمحبوبم الله لبیک لبیک
  5. بخش ۱۱ - نوحهٔ ترکی زبان حال مادر جناب قاسم علیه السلامائتدی غم طغیان سرور قلب ناشادیم اویان
  6. بخش ۱۲ - وداع جناب سکینه با جناب علی اکبرالوداع ای سرو ناز گلشن جان الوداع
  7. بخش ۱۳ - زبان حال از قول جناب سکینه علیها سلام بذوالجناحای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته‌ای
  8. بخش ۱۴ - از قول حضرت سکینه سلام الله علیها با ذو الجناحنیک پیِ اسب چرا بی‌رخ شاه آمده‌ای
همه‌ی لآلی منظومه ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.