پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

اشعار عربی و ملمع

شمارهٔ ۴

بده ساقی شراب لایزالی

به دست عاشقان لاابالی

تموج فی سفینة بحر خمر

کأن الشمس فی جوف الهلال

مبادا چشم ما بی‌باده روشن

مبادا جان ما از عشق خالی

همه چیزی زوالی دارد آخر

فقط عشقک تبرا عن زوال

اگر در آب باشم یا در آتش

خیالک مونسی فی کل حال

و ما تنظر علی عینی و دمعی

و ما فی البحر اشتاق اللالی

دلت سخت است و مهرت اندکی سست

دگرها هرچه گویم بر کمالی

تزد مالا و مالی غیر قلبی

و هذاالقلب فی دنیای مالی

چنان مستم ندانم روز از شب

و ما اعرف یمینی عن شمالی

(چرا از دوستان دل برگرفتی

وگرنه در تو دشمن جان حلالی) (؟)

به گوشت گر رسانم ناله زار

ز سوز ناله زارم بنالی

فقد حملت حملا غیر حملی

و ما لی طاقتی عن احتمال

لب لعل تو را خواندم شرابی

«سقاهم ربهم خمرا» زلالی

بده ساقی شرابی با نسیمی

شرابک اسقنی واشرب حلالی

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.