پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

قصاید

شمارهٔ ۱۹ - در مدح یکی از پادشاهان

یا رب این عید مبارک چو همایون قدم است

کز قدومش همه آفاق چو باغ ارم است

صبح عید است به آهنگ صبوحی برخیز

که ز مرغان سحر بلبله در زیر و بم است

از سر مهر برآور نفس گرم چو صبح

تا دمی خوش گذرد زآنکه جهان یک دو دم است

دوش در وصف مه نو سخنی می‌گفتم

کاین چه شکل است که چون قامت عاشق به خم است

بر سر لوح فلک نون هلالی که نوشت

کافرین باد بر آن دست که زرین قلم است

علم عید مگر باز برافراخته‌اند

راست آن شکل به خم هیات ماه علم است

یا خود این جام طرب بر طرف تاس سپهر

حلقهٔ نعل زر مرکب شاه عجم است

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۱ - تفاخر و تعریف از خود گویددیوانه‌ام وین عقل کل طفل دبستان من است
  2. شمارهٔ ۲۲ - در مدح جلال‌الدین هوشنگ شاهخدای خواست که بدهد جهانیان را داد
  3. شمارهٔ ۲۳ - در موعظه و بی اعتباری دنیاایزد اساس قصر بقا بر فنا نهاد
  4. شمارهٔ ۲۴ - در مدح مجدالدین صدرمی‌زند خوش نفس باد صبا جان دارد
  5. شمارهٔ ۲۵ - در وصف طبیعتصبا افتان و خیزان گرد گل بسیار می‌گردد
  6. شمارهٔ ۲۶ - در مدح جلال‌الدین هوشنگ شاهاگر نقاب شب از روی مه براندازد
  7. شمارهٔ ۲۷ - در مدح یکی از بزرگان و خواجگان و درخواست عبالطافت تو به آب خضر بقا بخشد
  8. شمارهٔ ۲۸ - در مدح جلال‌الدین هوشنگ شاهماه روز افزون من چون مهر خنجر می‌کشد
همه‌ی قصاید ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.