پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۲۳۳ - جواب دادن حضرت رسول صلی الله علیه و آله به جبرئیل ع

گفت پیغمبر به پیغام آورش

کاین حسین و این سر و این پیکرش

کاش بودی صد حسینم در جهان

کردمی قربان آن سلطان جان

گر حسین بن علی جان من است

جان دل خوش بهر سلطان من است

گفت جبریل ای شه دنیا و دین

ای امام خلق ای حق را امین

شرط این سودا بود اذن حسین

هم رضای آن شفیع خافقین

گفت باید با حسین این راز را

گفت هم انجام و هم آغاز را

پس طلب کرد آن شه گردون بساط

نور چشم خویش را با صد نشاط

گفت با او از کرامتهای دوست

وان نظرها و عنایتهای دوست

وان سر ببریده از او خواستن

وز سر جان بهر او برخاستن

خون خود را در ره او ریختن

خاک غم بر فرق عالم بیختن

جان شیرین در رهش درباختن

سوختن پروانه‌سان و ساختن

این بشارت چون شنید آن سبط پاک

رخ نهاد از بهر شکر حق به خاک

از پی تعظیم و تمجید و نیاز

هم رکوع آورد بهر حق نماز

پس شکفتش همچو گل آن رخ که ماه

سجده آوردی برش هر شامگاه

از نشاطش آن رخ گلگون شکفت

با تبسم با حیا و شرم گفت

من که باشم تا مرا باشد سری

یا بود جانی مرا یا پیکری

جسم و جانم جمله در فرمان اوست

لایق او گر بود قربان اوست

گرنه جان از بهر او می‌دادمی

جان شیرین مژدگانی دادمی

لیک دارم از خدا من یک امید

گر برآرد نیست زِ اَلطافش بعید

رخصتم بخشد که بهر عاصیان

در صف محشر گشایم من زبان

تا زبان عذرخواهی وا کنم

جرمشان با مغفرت سودا کنم

چون برافتد پرده‌ از آن انجمن

در شفاعت برگشاید دست من

جان خود قربان امت می‌کنم

می‌دهم جان و شفاعت می‌کنم

وحی آمد سوی پیغمبر ز رب

ما بدادیم آنچه کرد از ما طلب

تا نخستین قطره خونش را بها

از شفاعت می‌دهیم ای ذوالبها

وعدهٔ قربانی‌اَش را ذوالجلال

پس معین کرد روز و ماه و سال

کربلاشان شد منی عاشور عید

کس چنین عیدی به عالم کی شنید

عید جمعی را و جمعی را عزا

دیده کو تا با حقیقت آشنا

کو دلی اینجا بفهمد سوگ و سور

تا که را ماتم شد و کی را سرور

دوستان را تا قیامت ماتم است

سر به جیب درد و زانوی غم است

از پی تسلیم و فرمان اله

برد آن شب در حساب سال و ماه

وعده‌اَش را چون شد ایام وفا

بارها بستند سوی کربلا

ای مدینه جامه نیلی کن به بر

از غم افشان خاک و خاکستر به سر

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۲۳۵ - خطاب به زمین عراق و کوفه و کربلا و آمدن حضرت سیدالشهداء عای زمین کربلا دلشاد زی
  2. بخش ۲۳۶ - ورود شاه دین به زمین کربلادر رکابش خیل جانبازان همه
  3. بخش ۲۳۷ - خطاب حضرت سیدالشهداء ع با اصحاب کبار خود در شب عاشوراچون نهفت از خجلت سلطان دین
  4. بخش ۲۳۸ - روز عاشورا و حالات اصحاب آن حضرتسر سراسیمه برآورد آفتاب
  5. بخش ۲۳۹ - خطاب حضرت سیدالشهداء ع به اصحاب خود در صبح عاشورا و آماده شدنشان برای قتالگفت با ایشان شه ملک بقا
  6. بخش ۲۴۰ - شهادت حضرت علی اصغر در میدان بر روی دست حضرتهان بیارید آن یکی فرزند من
  7. بخش ۲۴۱ - اجازه خواستن حضرت علی اکبر از حضرت برای رفتن به جهادای پدر هنگام رخصت دیر شد
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.