پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۲۱۳ - در بیان فریب دادن نفس اماره آدمی را

در ریاضت روز آوردی به شب

شب رسانیدی به روز اندر طلب

کرده بر خود راحت دوران تمام

روز و شب اندر صیام و در قیام

بر دهان نفس افکنده لگام

زان لگامش میخها رفته به کام

تیغ فرمان بر سرش واداشته

صد رقیبش پیش و پس بگماشته

دل به هر دو دست خود بگرفته سخت

می‌فشردی همچو آن فصاد رخت

بر زبان مسمار و بر لبها لویش

بر دو دیده نشتر و بر سینه ریش

روزی اندر خلوتی بنشسته زار

در گلوی نفس افکنده فسار

ناگهان آمد به گوشش از برون

الغزا و الغزا یا مسلمون

ای گروه مسلمین روز غزاست

روز حرب کافران ناسزاست

در نهادش شوق غزو آمد پدید

دل درون سینه از شوقش تپید

طبع می‌کردش همی تحریص جنگ

نفس می‌گفتش روان شو بیدرنگ

می‌رود وقت جهاد از دست، خیز

فرصتی تا هست خون خود بریز

هین برو گوی سعادت باز جوی

ای خنک آنکو برد امروز گوی

مرد جَست از جا ولی با صد شگفت

بر به دندان ناخن از حیرت گرفت

نفس را کی در غزا تلواسه است

زیر این کاسه یقین نیم کاسه است

گفت ای نفس دغای حیله‌ور

تا چه مکر تازه‌ای داری دگر

رهنمایی نیست کارت ای لعین

اندرین ره کنده‌ای چاهی یقین

نفس اگر خواند تو را سوی حرم

منتظر بنشانده آنجا صد صنم

مصحفی گر بخشدت کاین را بخوان

مصحفش از مسجدی دزدیده دان

رهنمایی گر کند می‌دان یقین

دزدها دارد در آن ره در کمین

گر به مسجد خواندت بهر نماز

حیله‌ای دارد دو چشمان دار باز

رهزنست او کی نماید رهبری

کی ز ابلیسی سزد پیغمبری

دزد راه توست نفست ای فتی

از کفش درکش زمام ناقه را

ره خطرناکست و پر دزد و دغل

هان عنان مرکبت از کف مهل

اندرین ره جان من باهوش باش

پای تا سر چشم باش و گوش باش

چشم باش اما چه چشمی تیزبین

گوش اما گوش خالی از طنین

گفت با نفس ای بزرگ حیله جوی

تا چه مکری در نظر داری بگوی

گفت می‌جویم خلاص از دست تو

چند باشم من نشان شست تو

سالها شد تا درین کُنج نهان

می‌کُشی هر دم به تیغم رایگان

بهر من هر لحظه قتل تازه‌ای‌ست

هم نه نام نیک و نی آوازه‌ای‌ست

هفت هفتم می‌کشید اینجا چنین

نی کست گوید ثنای آفرین

غیر یک کشتن نباشد در جهاد

می‌شوی فارغ ز هر رنج و فساد

پهن گردد نامت اندر روزگار

نام نیکی ماند از تو یادگار

گفت دانستم برو ای بد قمار

هم خلاصی جویی و هم اشتهار

خود پرستی باشدت مقصد از آن

می‌زنی یک تیر را بر دو نشان

می‌دهی زهرم ولی در انگبین

می‌زنی تیرم ولیکن در کمین

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۲۱۵ - در بیان اینکه اسماعیل گفت ستجدنی ان شاءالله من الصابرینصبر از آثار جسم ظاهر است
  2. بخش ۲۱۶ - در بیان اراده ی ابراهیم ع ذبح فرزند خود اسماعیل راای پدر خنجر برآر از آستین
  3. بخش ۲۱۷ - شهادت خلاف دادن یکی از ائمه جماعتآن یکی را بود وامی بر کسی
  4. بخش ۲۱۸ - بقیه داستان ابراهیم و قربانی کردن فرزند خود اسماعیل راآستین بالا فکند و با طرب
  5. بخش ۲۱۹ - خطاب آمدن به ابراهیم قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا و فدا آمدن به جهت اسماعیلبود با خنجر خلیل اندر عتاب
  6. بخش ۲۲۰ - بی نوایی که عاشق دختر پادشاه شدبود در شهری فقیری خارکن
  7. بخش ۲۲۱ - درخواست پادشاه از آن فقیر که دخترش را بپذیردنیست از من هرکه این سنت نکرد
  8. بخش ۲۲۲ - بیرون آمدن جوان خارکن از معبد خود و رفتن به سراپرده سلطاندر بر آن خار کن با صد نیاز
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.