پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

باب چهارم

فصل - شناخت نعمتهای الهی

چون شکر نعمت موقوف است بر شناختن آن، در اینجا فی الجمله اشاره به بعضی نعم الهیه می شود تا صاحب بصیرت را تفکر در سایر نعمتها آسان شود پس می گوییم بدان که «نعمت»، عبارت است از هر خیر و لذت و سعادتی، بلکه هر مطلوبی و آن بر دو نوع است:

اول آنکه آنچه لذاته مطلوب است، نه به جهت تحصیل چیز دیگر، یعنی: غرض از آن، وصول به مطلوبی دیگر نیست و این نوع، مخصوص به لذات عالم آخرت است یعنی: لذت مشاهده جمال الهی و سعادت لقای او و سایر لذات بهشت از بقایی که که فنا ندارد و شادی ای که غم با آن نیست و علمی که جهل پیرامون آن نمی گردد و غنایی که فقر از پی ندارد و غیر اینها از آنچه هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به هیچ خاطری خطور نکرده و این نوع، نعمت حقیقی و لذت واقعی است و از این جهت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که «عیشی نیست مگر عیش آخرت».

دوم آنکه وسلیه خیر و لذتی دیگر می شود، خواه به خودی خود هم مطلوب باشد یا نه و آن بر چهار قسم است:

قسم اول: اخلاق فاضله و صفات حسنه، و جامع همه چهار صفت، علم و عفت و شجاعت و عدالت است و آنها با وجود اینکه خود، موجب لذت و بهجت اند وسیله رسیدن به لذات حقیقیه اخرویه نیز هستند و خود این اخلاق و صفات، لذیذاند در دنیا و آخرت و نافعند در هر دو عالم و باعت راحتند در هر دو سرای و مستحسن اند در جمیع احوال.

و ضد آنها که صفات بد باشد مضر و موجب ألمند در هر دو نشأه و این قسم از نعمت، نعمت است در دنیا و آخرت و ادراک آن مخصوص به انسان است، به خلاف سایر اقسام، که در بعضی از آنها غیر انسان نیز با انسان شریک است مثل لذت غلبه و استیلا، که در بعضی حیوانات دیگر نیز یافت می شود و مثل لذت شکم و فرج، که پست ترین لذات است که همه حیوانات در آن شریک اند، حتی کرم و حشرات.

قسم دوم: فضایلی که متعلق به بدن انسان است و آن چهار چیز است: صحت و قوت و طول عمر و جمال یعنی خالی بودن از نقص و زیادتی و عیب و استقامت قامت و تناسب اعضا.

قسم سوم: نعمتهای دنیویه خارجه از بدن است، که عبارت ازمال و جاه و اهل و قبیله است.

قسم چهارم: اسبابی که فی الجمله مناسبتی با اخلاق حسنه و فضایل ربانیه دارد، که هدایت از جانب خدا و رشد او و تسدید و تأیید از او باشد و جمله این چهار قسم از نعمت، بعضی به بعضی دیگر موقوف است تا منتهی شود به سعادت حقیقیه که لذت آخرت باشد.

و نوع اول که نعمتهای عالم آخرت باشد که مطلوب حقیقی هستند تفصیل و اسباب آنها چیزی است که عقول ما از ادراک اندکی از آنها قاصر، و قوه بشریه از شرح و بیان آن عاجز است.

و اما آن چهار قسم دیگر هر یک از آنها به چهار قسم منقسم می شود که مجموع شانزده قسم بوده باشد پس هر یک از آن شانزده قسم، موقوف است بر اسباب بسیار، و از برای آن اسباب نیز اسباب بی شمار است تا منتهی شود به حضرت مسبب الاسباب و کسی که اندک تفکر نماید می داند که هر یک از این اسباب موقوف است بر اسباب و نعمتهای به هم پیوسته که از شماره بیرون و از حد شرح و بیان افزون است.

مثلا یکی از نعمتهای که در مراتب اخیره واقع است نعمت صحت است، و تحقق آن موقوف است بر نعمتها و سببهای بی نهایت، که یکی از آنها چیزی خوردن است و آن موقوف است بر نعمتهای بسیار، که شرح آن در قوه بشر نیست و لیکن در اینجا بعضی از نعمتهای را که اکل بر آنها منوط است بر سبیل اجمال ذکر می کنیم تا متأمل، تتمه را بر آن قیاس نماید.

پی می گوئیم: نعمت چیزی خوردن، محتاج است به فهمیدن غذا، و میل و رغبت به آن، و اراده و عزم بر خوردن و بر تحصیل آن، و بر یافت شدن غذایی که توان خورد، و به اصلاح آن و به اسبابی که آن را به هر شخصی برساند، و بر قوت خائیدن و فرو بردن و هضم نمودن و دفع کردن، و به سایر اعمالی که از قوای باطنیه صادر می شود تا جزء بدن گردد و به ملائکه چند که موکل اند بر هر یک از این افعال مذکوره و ما فی الجمله تفصیل این افعال را در چند فصل بیان می نماییم.

ادامه‌ی باب چهارم

  1. فصل - رغبت آدمی به غذاچون نعمتهایی را که ادراک غذا بر آنها توقف دارد مجملا دانستی بدان که ادراک غذا و فهمیدن آن مطلقا فایده نمی بخشد مادامی که خواهش به آن نباشد و آدمی شوق و رغبت به آن نداشته باشد همچنان که بیمار طعام را می بیند و می داند که آن بهترین چیزهاست از برای او و لیکن
  2. فصل - حکمتهای نهفته در دانه گندمعمده آنچه چیزی خوردن بر آن موقوف است غذاهای خوردنی است و در خلق آنها عجایب بسیار، و اسباب بی شمار است، که از حیز شرح بیرون و اطعمه ای که خداوند رءوف آفریده عدد آنها از حد و حصر افزون است و ما همه را می گذاریم و دست به یک دانه گندم می زنیم و اندکی از اسباب
  3. فصل - طبقات و اصناف ملائکه و اعمال ایشانچون محض وجود غذا و حضور آن و اصلاح آن فایده نمی بخشد، مادامی که خورده نمی شد و جزو بدن نمی گردید و این موقوف بود بر اعمال بسیار و اسباب بی شمار از خائیدن و فروبردن و هضم در معده و در جگر و دفع فضلات آن و غیر اینها از افعالی که هر یک به اسباب بسیار موقوف ب
  4. فصل - سبب تقصیر مردم در شکر گزاریبدان که سبب تقصیر اکثر مردم در شکرگزاری حضرت باری تعالی یا کمی معرفت ایشان است به اینکه همه نعمتها از خداوند سبحان است یا کمی معرفتشان به اقسام نعمتها و افراد آنها یا از جهت جهل ایشان است به حقیقت شکر و گمانشان به اینکه حقیقت شکر، گفتن «الحمد لله» یا «الش
  5. فصل - طریقه تحصیل شکر حضرت باریو طریقه تحصیل شکرگزاری به چند امر است: اول: معرفت و تفکر در صنایع الهیه و انواع نعمتهای ظاهریه و باطنیه او دوم: نظر کردن به پست تر از خود در امور متعلقه به دنیا، و به بالاتر از خود در امر دین، سیم اینکه مردگان و اهل گورستان را به نظر درآورد و متذکر این گر
  6. صفت سی و دوم - جزع و بی تابیو آن عبارت است از رها کردن عنان خود در مصیبت و بلا به فریاد کشیدن و آه و ناله کردن و جامه دریدن و بر خود زدن بلکه داخل جزع است دلتنگ شدن در مصائب و ملول گشتن و پریشان شدن خاطر و عبوس کردن.
  7. فصل - صبر و شکیباییضد صفت «جزع»، «صبر» است و آن عبارت است از ثبات نفس و اطمینان آن، و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به نحوی که سینه او تنگ نشود و خاطر او پریشان نگردد و گشادگی و طمأنینه که پیش از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد پس زبان خود ر
  8. فصل - صبر در حال رفاه و نعمتبدان که همچنان که صبر در بلایا و مصیبت است، همچنین رفاهیت و نعمت نیز محتاج به صبر است.
همه‌ی باب چهارم ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.