پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

ترجیعات

نوزدهم

ای خواب برو ز همدمانم

تا بی‌کس و ممتحن نمانم

چون دیک بر آتشم نشاندی

در دیک چه می‌پزی، چه دانم

یک لحظه که من سری بخارم

ای عشق نمی‌دهی امانم

از خشم دو گوش حلم بستی

تا نشنوی آوه و فغانم

ما را به جهان حواله کم کن

ای جان چو که من نه زین جهانم

بگشای رهم که تا سبکتر

جان را به جهان جان رسانم

یاری فرما، قلاوزی کن

تا رخت بکوی تو کشانم

ای آنک تو جان این نقوشی

ترجیع کنم گرین بنوشی

تیزآب توی، و چرخ ماییم

سرگشته چو سنگ آسیاییم

تو خورشیدی و ما چو ذره

از کوه برآی تا برآییم

از بهر سکنجبین عسل ده

ما خود همه سرکه می‌فزاییم

گه خیرهٔ تو، که تو کجایی

گه خیرهٔ خود که ما کجاییم

گه خیرهٔ بسط خویش و ایثار

یا قبض که مهره در رباییم

گاهی مس و گاه زر خالص

گاه از پی هردو کیمیاییم

ترجیع دو، ذوق و میل ایچی

در دادن و در گرفتن از چی

گه شاد بخوردنست و تحصیل

گه شاد به خرج آن و تحلیل

چون نخل، گهی به کسب میوه

گاهی به نثار آن و تنزیل

گه حاتم وقت اندر ایثار

گه عباسی به طوف و زنبیل

ما یا آنیم و این دگر فرع

یا غیر تویم بی‌دو تبدیل

ور زانک مرکب از دو ضدیم

تذلیل نباشدی و تبجیل

هم اصلاحست عز و ذلش

مانندهٔ رفع و خفض قندیل

بس اصلاحی برای افساد

بس افسادی برای تنحیل

بس مرغ ضعیف پرشکسته

خرطوم هزار پیل خسته

ادامه‌ی ترجیعات

  1. بیست و یکمهله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
  2. بیست و دومهله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیم
  3. بیست و سومهرگز ندانستم که مه آید به صورت بر زمین
  4. بیست و چهارمامروز به قونیه، می‌خندد صد مه رو
  5. بیست و پنجمشب مست یار بودم و در های های او
  6. بیست و ششمای جان مرا از غم و اندیشه خریده
  7. بیست و هفتمای درد دهنده‌ام دوا ده
  8. بیست و هشتمای آنک ما را از زمین بر چرخِ اَخضر می‌کَشی
همه‌ی ترجیعات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.