پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر چهارم

بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام‌الله

زانک هر کره پی مادر رود

تا بدان جنسیتش پیدا شود

آدمی را شیر از سینه رسد

شیر خر از نیم زیرینه رسد

عدل قسامست و قسمت کردنیست

این عجب که جبر نی و ظلم نیست

جبر بودی کی پشیمانی بدی

ظلم بودی کی نگهبانی بدی

روز آخر شد سبق فردا بود

راز ما را روز کی گنجا بود

ای بکرده اعتماد واثقی

بر دم و بر چاپلوس فاسقی

قبه‌ای بر ساختستی از حباب

آخر آن خیمه‌ست بس واهی‌طناب

زرق چون برقست و اندر نور آن

راه نتوانند دیدن ره‌روان

این جهان و اهل او بی‌حاصل‌اند

هر دو اندر بی‌وفایی یکدل‌اند

زادهٔ دنیا چو دنیا بی‌وفاست

گرچه رو آرد به تو آن رو قفاست

اهل آن عالم چو آن عالم ز بر

تا ابد در عهد و پیمان مستمر

خود دو پیغمبر به هم کی ضد شدند

معجزات از همدگر کی بستدند

کی شود پژمرده میوهٔ آن جهان

شادی عقلی نگردد اندهان

نفس بی‌عهدست زان رو کشتنیست

او دنی و قبله‌گاه او دنیست

نفسها را لایقست این انجمن

مرده را درخور بود گور و کفن

نفس اگر چه زیرکست و خرده‌دان

قبله‌اش دنیاست او را مرده دان

آب وحی حق بدین مرده رسید

شد ز خاک مرده‌ای زنده پدید

تا نیاید وحش تو غره مباش

تو بدان گلگونهٔ طال بقاش

بانگ و صیتی جو که آن خامل نشد

تاب خورشیدی که آن آفل نشد

آن هنرهای دقیق و قال و قیل

قوم فرعون‌اند اجل چون آب نیل

رونق و طاق و طرنب و سحرشان

گرچه خلقان را کشد گردن کشان

سحرهای ساحران دان جمله را

مرگ چوبی دان که آن گشت اژدها

جادویها را همه یک لقمه کرد

یک جهان پر شب بد آن را صبح خورد

نور از آن خوردن نشد افزون و بیش

بل همان سانست کو بودست پیش

در اثر افزون شد و در ذات نی

ذات را افزونی و آفات نی

حق ز ایجاد جهان افزون نشد

آنچ اول آن نبود اکنون نشد

لیک افزون گشت اثر ز ایجاد خلق

در میان این دو افزونیست فرق

هست افزونی اثر اظهار او

تا پدید آید صفات و کار او

هست افزونی هر ذاتی دلیل

کو بود حادث به علتها علیل

ادامه‌ی دفتر چهارم

  1. بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعتبو مسیلم گفت خود من احمدم
  2. بخش ۶۵ - بقیهٔ نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجریرفت پیش از نامه پیش مطبخی
  3. بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح می‌کرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او می‌نمود کی آن شکرها لافست و دروغآن یکی با دلق آمد از عراق
  4. بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدقاین طبیبان بدن دانش‌ورند
  5. بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخ‌نویسان آن در جهت رصدآن شنیدی داستان بایزید
  6. بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمنگفت زین سو بوی یاری می‌رسد
  7. بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام اللهصوفیی از فقر چون در غم شود
  8. بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاهاین بیابان خود ندارد پا و سر
همه‌ی دفتر چهارم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.