فهرست اشعار
- بخش ۱ - باب زاهد و مهمان او رای گفت برهمن را: شنودم مثل بدکردار متهور که درایذا غلو نماید، و چون بهمثل آن مبتلا شود در پناه توبت و انابت گریزد. اکنون بازگوید مثل آنکه پیشه خود بگذارد و حرفی دیگر اختیار کند، و چون از ضبط آن عاجز آید رجوع او بهکار خود میسر نگردد و متحیّر و متأسّف فر
- بخش ۲ آوردهاند که در زمین کنوج مردی مصلح و متعفف بود؛ در دین اجتهادی تمام و بر طاعت و عبادت مواظبت بهشرط، نهمت بر احیای رسوم حکما مصروف داشت و روزگار بر امضای خیرات مقصور، و از دوستی دنیا و کسب حرام معصوم و از وصمت ریا و غیبت و نفاق مسلم.
- بخش ۳ - حکایت زاغی که خواست خرامیدن کبک بیاموزد آوردهاند که زاغی کبگی را دید که میرفت. خرامیدن او در چشم او خوش آمد و از تناسب حرکات و چستی اطراف او آرزو برد، چه طباع را به ابواب محاسن التفاتی تمام باشد و هرآینه آن را جویان باشند.
متن اشعار به نقل از گنجور.