پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

مثنویات

شمارهٔ ۷ - این چند بیت بجهت تزویجی گفته که بحسب استعداد میان ایشان نبوده

درین دامگاه عجیب و غریب

که هر صید را بود دامی نصیب

همایون به چنگ همایان فتاد

وزان دولت و رفعتش شد زیاد

ولی آن گروه مدارا مدار

که با نقدیک گنجشان بود کار

علاجی نکردند تلبیس را

به ابلیس دادند بلقیس را

درین خانه نه رواق دو در

که دیده ز یک مادر و یک پدر

دو خواهر یکی همسرش سروری

رفیع آستانی بلند افسری

یکی در سرش سایهٔ ناکسی

که سگ را ازو عار آید بسی

دو داماد در سلک یک خاندان

یکی کامران و یکی خر چران

ازین هر که زاید بود جد وی

جهان داوری مثل دارا و کی

وزان هرچه زاید بود نقد قلب

زاب تا به صد پشت کلب ابن کلب

از آن قیمتی گوهر پاک حیف

وزان در که افتاده در خاک حیف

به باد ای فلک برده آن خاک را

جدا کن ز هم پاک و ناپاک را

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۹ - مثنوی در مرگ حیرتی شاعرای دل سخن از شه نجف کن
  2. شمارهٔ ۱۰ای بلند اختر سپهر وجود
  3. شمارهٔ ۱۱سخن طی می‌کنم ناگاه در خواب
  4. شمارهٔ ۱۲چه گویم نطقم آن قدرت ندارد
همه‌ی مثنویات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.