پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

قطعات

شمارهٔ ۹۲ - وله ایضا

ای شهریار ذیشان کز غایت بزرگی

شان تو بی‌نیاز است از مدح خوانی من

گرد بنای حسنت هست آهنین حصاری

از پاس دعوت خلق چون پاسبانی من

این پاسبانی اما چون دولت تو باقیست

جان نیز اگر برآید از جسم فانی من

دوش از عطیهٔ تو ای نوبهار دولت

از شرم زردتر شد رنگ خزانی من

با آن که بر وجودت از دعوت و تحیت

دایم گوهر فشانیست شغل نهانی من

بر عادت زمانه‌ای داور یگانه

موقوف سیم و زر نیست گوهرفشانی من

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹۴ - در تاریخ پدر خود گویدوالدمن خواجه میراحمد که بود از اعتقاد
  2. شمارهٔ ۹۵ - وله ایضازین زمانه شیخ جمال آن که کس ندید
  3. شمارهٔ ۹۶حافظ آن خود رو درخت باغ نظم
  4. شمارهٔ ۹۷ - در شکایت فرمایدای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایت
  5. شمارهٔ ۹۸ - وله ایضاای بخت می‌رساند از اشفاق بی‌قیاس
  6. شمارهٔ ۹۹ - قطعهبهر جمعی عیب جویان بستم این احرام دوش
  7. شمارهٔ ۱۰۰ - مرثیهخورشید اوج حسن محمد امین که بود
  8. شمارهٔ ۱۰۱بر سر تربتی رسیدم دوش
همه‌ی قطعات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.