پرش به محتوای اصلی
محیط قمی محیط قمی

هفت شهر عشق

شمارهٔ ۱۰۲ - در تهنیت ولادت امیر دوست محمد خان گوید

رسید مژده که سرسبز گشت نخل امید

نهال دولت و اقبال بارور گردید

بهار خرمی آمد گل مراد شکفت

زشوق لعل لب دوست جام مُل خندید

فروغ بزم طرب را به نغمه ی دف و چنگ

بیار ساقی روشن ضمیر جام نبید

زفیض تربیت آفتاب لطف آله

کهن درخت جلالت جوان شد و بالید

نمود اختر سعدی طلوع در طهران

که کرده کسب سعادت زمطلعتش ناهید

مهی برآمد از آسمان عزّ و جلال

که پرتوی است ز رخشنده طلعتش خورشید

هزار و سیصد و ده سال رفته از هجرت

طلوع ماه نوی را سروش داد نوید

به روز هفدهم مه جمادی الاولی

خطا سرودم در شب گه سحر تابید

به قوس داشت مکان آفتاب و مه باشد

مه مبارک گردون سروری چو دمید

زچهر شاهد مقصود پرده برگیرم

چه عذر قافیه خواهم رسید عید سعید

قدم به عرصه عالم نهاد مولودی

که مولدش زشرف سر به اوج چرخ کشید

سلیل دخت شهنشاه عصمت الدوله

که برتر است مقامش ز حد گفت و شنید

امیر دوست محمد سمّی راد پدر

که دست همت او گنج جود راست کلید

نکو نهاد امیری که نقد طینت وی

بصیر صیرفی پیر عقل به پسندید

خدایگان امیران معیّر ایران

که روزگار چو او کامل العیار ندید

ثنای خواجه نیارم چنان که باید گفت

زخواجه زاده شنو تا شود حدیث پدید

نیای رادش صاحب قران دادگر است

که هست وارث اورنگ و افسر جمشید

پناه ملت اسلام ناصرالدّین شاه

که باد عهدش پاینده دولتش جاوید

بزرگ مام میهن مام بانوی آفاق

که شهریار لقب تاج دولتش بخشید

مهین برادر وی اعتصام سلطنت است

کز او کمال به سر حدّ اعتدال رسید

دو خواهر است ورا هر یکی به نیکی طاق

به غیر این دو مگر دیده جفت طاق ندید

نخست زآن دو گهر عصمت الملوک بود

که مام دهر همالش ندید و نی زائید

سپس کریمه ی فرخ سرشت فخر التّاج

که روزگارش محمود باد بخت سفید

چو آن خجسته قدم گشت زیب بزم جهان

نوید مقدم فرخنده اش محیط شنید

قدم نموده زسر سوی آستانش شد

غبار فرّخ آن آستان به چشم کشید

به دفع چشم حسود از بلند درگاهش

وان یکاد بسی خواند و بر فراز دمید

پی نثار مبارک قدوم حُجّابش

زبحر طبع برآورد عقد مروارید

نمود عرضه به تاریخ عید میلادش

امیر دوست محمد شده به قوس پدید

به دهر تا بود از خاندان عصمت نام

به ظلّ شاه به مانند این مهان جاوید

ادامه‌ی هفت شهر عشق

  1. شمارهٔ ۱۰۴ - در ستایش سلطان مظفرالدّین شاه قاجاربه گه کودکی مرا استاد
  2. شمارهٔ ۱۰۵ - در ثنای سلطان سعید مغفور ناصرالدین شاهحبّذا شهباز شاهنشاه چون پروا کند
  3. شمارهٔ ۱۰۶ - در اعطای تشریف شاهنشاهی به جناب دوست محمد خان معیّر الممالکشکر خدا که از اثر بخت کامکار
  4. شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح شاه فقید سعید ناصرالدین شاه می فرمایدنو بهار آمد و آراست چمن را چو عروس
  5. شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح سلطان سعید شهید ناصرالدین شاهفرخنده باد نوروز بر شهریار آفاق
  6. شمارهٔ ۱۰۹ - در تیر زدن شاه مبرور بر پلنگشد زمین سیم گون از تیر خسرو لعل رنگ
  7. شمارهٔ ۱۱۰ - )شد زدار محن به دار نعیم
  8. شمارهٔ ۱۱۱ - خطاب به حضرت والا شاهزاده شمس الشعرا گویدایا شمس گردون فضل و بلاغت
همه‌ی هفت شهر عشق ←

محیط قمی درباره‌ی محیط قمی

میرزا محمد تقی قمی، متخلص به «محیط» و ملقب به شمس الشعراء، از شاعران با ذوق و خوش قریحه ی دوران قاجار است. پدر محیط اهل فضل و علم بوده و در خدمت به شرح نبوی صلی الله علیه و آله و سلم و نشر علم و ارشاد خاص و عام جهد بسیار کرد، در طریق قدس و تقوی قدم می نهاده و از صاحبان نفس و دعا بوده است. مرحوم دوست علی خان (معیرالمما...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.