پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

مدایح و مراثی ابی الفضل العباس سلام الله علیه

شمارهٔ ۲ - فی رثاء ابی الفضل العباس سلام الله علیه

برادر چه آخر ترا بر سر آمد

که سرو بلند تو از پا در آمد

چه شد نخل طوبی مثال قدت را

که یکباره بی شاخ و برگ و بر آمد

چه از تیشۀ این ستم پیشه مردم

بشاخ گل و نو نهال تر آمد

دریغا که آئینۀ حق نما را

بسی زنگ خون بر رخ انور آمد

چه خورشید خاور بخون شد شناور

مهی کز فروغ رخش خاور آمد

ندانم که ماه بنی هاشمی را

چه بر سر از این قوم بد اختر آمد

ز سیردار رحمت سری دید زحمت

که تاج سر هر بلند افسر آمد

دریغا که عنقاء قاف قدم را

خدنگ مخالف ببال و پر آمد

دو دستی جدا شد ز یکتاپرستی

که صورتگر نقش هر گوهر آمد

کفی از محیط سخاوت جدا شد

که قلزم در او از کفی کمتر آمد

دریغا که دریا دلی ز آب دریا

برون با درونی پر از اخگر آمد

عجب درّ یکدانۀ خشگ لعلی

ز دریا برون با دو چشم تر آمد

ز سوز عطش بود دریای آتش

دهانی که سرچشمۀ کوثر آمد

دریغا که آن رایت نصرت آیت

نگون سر ز بیداد یک صرصر آمد

ادامه‌ی مدایح و مراثی ابی الفضل العباس سلام الله علیه

  1. شمارهٔ ۴ - فی رثاء ابی الفضل و اخوته علیهم السلام عن لسان امهم ام البنین علیهاالسلامچشمۀ خور در فلک چارمین
همه‌ی مدایح و مراثی ابی الفضل العباس سلام الله علیه ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.