پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام

شمارهٔ ۱۰ - ایضاً فی رثاء المظلوم علیه السلام

در جهان نشنیده ام تا بود این چرخ کبود

کز سلیمان اهرمن انگشت و انگشتر ربود

دست بیداد فلک دستی جدا کرد از بدن

کز نهاد عالم امکان بر آمد داد و دود

از پی دیدار جانان کرد نقد جان نثار

وه چه جانی! یعنی اندر گنج هستی هرچه بود

کرد قربانی جوانی را که چشم عقل پیر

چشمۀ خون در عزای جانگزای او گشود

مادر گیتی چنان در ماتم او ناله کرد

تا که کر شد گوش گردون از نوای رودرود

داد بهر جرعه ای از آب دری آبدار

در کنار آب دریا، آه از این سودا و سود

قاب قوسین عروجش بود بر اوج سنان

شد باو ادنی روان چون در تنور آمد فرود

از سر نی شاهد بزم حقیقت زد چه سر

گمرهان را جلوۀ شمع طریقت می نمود

سر به نی لیکن ز سرّ عشق جانانش بلب

نغمه ای کان نغمه در مزمار داودی نبود

دیر ترسا را گهی روشن تر از خورشید کرد

گاه پنداری مسیحا بود بردار جهود

با لب و دندان او جز چوب بیداد یزید

همدم دیگر ندانم! داد از این گفت و شنود

آنچه دید آن لعل لب از جور دوران کم نداشت

از چه چوب خیزران این نغمۀ دیگر فزود

ادامه‌ی مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام

  1. شمارهٔ ۱۲ - مخمس غزل شیخ سعدی در مصیبترفت اصغر شیرینم ز آغوشم و دامانم
  2. شمارهٔ ۱۳ - ایضاً مخمس غزل شیخ سعدی در مصیبتتشنه لبا به آب مهر تو سرشته شد گلم
  3. شمارهٔ ۱۴ - فی رثاء المظلوم سید الشهداء سلام الله علیهای به میدان وفا از دل و جان کرده نثار
  4. شمارهٔ ۱۵ - فی رثائه علیه السلام ایضاًای اسم اعظم حق کز عالمی نهانی
  5. شمارهٔ ۱۶ - نوحه خطاب به حضرت ولی عصر علیه السلامیا امام العصر یا ابن الطاهری الطیبین
  6. شمارهٔ ۱۷ - فی لسان حال المظلومه زینب الکبری علیهاالسلامنالۀ نی است ایدل یا که از لب شاه است
  7. شمارهٔ ۱۸ - فی لسان حال المظلومه زینب الکبری علیهاالسلامای به قربان تو خواهر تو
  8. شمارهٔ ۱۹ - لسان حال المظلومه زینب الکبری علیها السلامای نازنین برادر شد نوبت جدائی
همه‌ی مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.