پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

مدایح و مراثی فاطمة الزهراء سلام الله علیها

شمارهٔ ۲ - فی مدح سیدة النساء سلام الله علیها

دختر فکر بکر من، غنچۀ لب چه وا کند

از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند

طوطی طبع شوخ من گر که شکرشکن شود

کام زمانه را پر از شکر جان‌فزا کند

بلبل نطق من ز یک نغمهٔ عاشقانه‌ای

گلشن دهر را پر از زمزمه و نوا کند

خامهٔ مشک‌سای من گر بنگارد این رقم

صفحۀ روزگار را مملکت ختا کند

مطرب اگر بدین نمط ساز طرب کند گهی

دائرۀ وجود را جنت دلگشا کند

منطق من هماره بندد چه نطاق نطق را

منطقۀ حروف را منطقه السما کند

شمع فلک بسوزد از آتش غیرت و حسید

شاهد معنی من ار جلوهٔ دلربا کند

نظم برد بدین نسق از دم عیسوی سبق

خاصه دمی که از مسیحا نفسی ثنا کند

وهم به اوج قدس ناموس اله کی رسد؟

فهم که نعت بانوی خلوت کبریا کند؟

ناطقۀ مرا مگر روح قدس کند مدد

تا که ثنای حضرت سیدهٔ نسا کند

فیض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه

چشم دل از نظاره در مبدأ و منتهی کند

صورت شاهد ازل معنی حسن لم یزل

وهم چگونه وصف آیینهٔ حق‌نما کند

مطلع نور ایزدی مبدأ فیض سرمدی

جلوۀ او حکایت از خاتم انبیا کند

بسملۀ صحیفۀ فضل و کمال معرفت

بلکه گهی تجلی از نقطۀ تحت «با» کند

دائرۀ شهود را نقطۀ ملتقی بود

بلکه سزد که دعوی لو کشف الغطا کند

حامل سر مستسر حافظ غیب مستتر

دانش او احاطه بر دانش ماسوی کند

عین معارف و حکم بحر مکارم و کرم

گاه سخا محیط را قطرهٔ بی‌بها کند

لیله قدر اولیا، نور نهار اصفیا

صبح جمال او طلوع از افق علا کند

بضعۀ سید بشر ام ائمۀ غرر

کیست جز او که همسری با شه لافتیٰ کند؟

وحی نبوتش نسب، جود و فتوتش حسب

قصه‌ای از مروتش سورهٔ «هل اتی» کند

دامن کبریای او دسترس خیال نی

پایهٔ قدر او بسی پایه به زیر پا کند

لوح قدر به دست او کلک قضا به شست او

تا که مشیت الهیه چه اقتضا کند

در جبروت حکمران، در ملکوت قهرمان

در نشأت کن فکان حکم بما تشا کند

عصمت او حجاب او عفت او نقاب او

سر قدم حدیث از آن ستر و از آن حیا کند

نفخۀ قدس بوی او جذبۀ انس خوی او

منطق او خبر ز «لا ینطق عن هوی» کند

قبلۀ خلق روی او، کعبۀ عشق کوی او

چشم امید سوی او تا به که اعتنا کند

بهر کنیزی‌اش بود زهره کمینه مشتری

چشمۀ خور شود اگر چشم سوی سُها کند

مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو

زان که مس وجود را فضهٔ او طلا کند

ادامه‌ی مدایح و مراثی فاطمة الزهراء سلام الله علیها

  1. شمارهٔ ۴ - فی رثاء الصدیقة الطاهرة سلام الله علیهاتا در بیت الحرام از آتش بیگانه سوخت
همه‌ی مدایح و مراثی فاطمة الزهراء سلام الله علیها ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.