پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

تتمة

شمارهٔ ۱ - فی رجوع الحرم الی المدینه الطیبه

بسوی وطن باز گشتند یاران

خروشان چه رعد، اشکباران چه باران

چه لاله فروزان و چون شمع سوزان

ز داغ غم و دوری گلعذاران

چمن شد پر از قمری شورش انگیز

بر آمد ز گلشن نوای هزاران

نوای حجازی ز هر سو بپا شد

ز شور عراقیّ آن سوگواران

گروهی اسیر غم نوجوانان

گروهی زمین گیر آن شهسواران

بلعید، پرورده هر یک جوانی

ولی شام شد صبح امیدواران

چه بر آستان رسالت رسیدند

ز کف شد قرار دل بی قراران

چه برگ خزان ریخته از چپ و راست

باشک روان همچه ابر بهاران

بسر بسکه خاک مصیبت فشاندند

حرم گشت چون کلبۀ خاکساران

مهین بانوی خلوت کبریائی

بگفت ای سر و سرور تاجداران

ز کوی حسین تو دارم پیامی

که برده است هوش از سر هوشیاران

لبش خشک و تن غرقۀ لجۀ خون

سرش روی نی رهبر رهسپاران

پس از زخم های فراوان کاری

نگویم چه کردند آن نابکاران

به پیرامنش نونهالان نامی

چگویم ز جانان و آن جان نثاران

گر از بانوان نبوت بگویم

دل سنگ گرید بر آن داغداران

ز بیداد گردون دل بانوان خون

چه رفتند در محفل میگساران

گر از سختی ما بخواهی نشانه

بود شانۀ من یکی از هزاران

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.