پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

مدایح و مراثی عبدالله الرضیع المعروف بعلی الاصغر سلام الله علیه

شمارهٔ ۲ - فی لسان حال ام الرضیع سلام الله علیهما

لالۀ باغ دل من علی جان علی جان

شمع دل محفل من علی جان علی جان

طوطی من کز بر من پریدی چه دیدی

غرقه به خون بسمل من علی جان علی جان

خرمن عمر تو چه رفت بر باد ز بیداد

سوخت ز عم حاصل من علی جان علی جان

گوهر تابندۀ من ز کف شد تلف شد

دولت مستعجل من علی جان علی جان

تاب و توانائی من ز دل رفت بگل رفت

مایۀ آب و گل من علی جان علی جان

حلق ترا تیر ستم دریده بریده

زخم غمت قاتل من علی جان علی جان

روز من از سوز غمت چه شب تار مپندار

تیره تر از منزل من علی جان علی جان

حرمله بر کند مرا ز بنیاد چه بنهاد

داغ ترا بر دل من علی جان علی جان

یوسف من گرگ اجل ترا برد مرا خورد

وه ز دل غافل من علی جان علی جان

لایق آن دسته گل ستوده نبوده

دامن ناقابل من علی جان علی جان

خنده ای ای غنچۀ گل که شاید گشاید

عقدۀ این مشکل من علی جان علی جان

بارد گر پنجه بزن برویم چه گویم

زین هوس باطل من علی جان علی جان

عمر من سوخته جان بسر رفت هدر رفت

زحمت بی حاصل من علی جان علی جان

همسفرم بودی و بی تو اکنون ز دل خون

می‌چکد از محمل من علی جان علی جان

ادامه‌ی مدایح و مراثی عبدالله الرضیع المعروف بعلی الاصغر سلام الله علیه

  1. شمارهٔ ۴ - فی لسان ام الرضیع سلام الله علیهماسبزۀ دامن من، تازه گل احمر من
همه‌ی مدایح و مراثی عبدالله الرضیع المعروف بعلی الاصغر سلام الله علیه ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.