پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

اشعار عربی

شمارهٔ ۷ - توجه به مشهد مقدس

طارت المهجه شوقا بجنان الطرب

لثمت سده مولی بشفاه الادب

افق الوصل بدا اذ ومض البرق وقد

رفض القلب سوی منیه تلک القبب

نحو اوج لسماء قصد القلب هوی

ولقد ساعدنی الدهر فیا من عجب

اصدقائی انا هذا و حبیبی و اری

روضه الوصل و لم تخش غواشی الحجب

انا فی مشهد مولای بطوس انا ذا

ساکب الدمع بعین ورثت من سحب

لاتسل عن نصل الهجر فکم فی کبدی

من ثغور ثغرت فیه و کم من ثقب

کنت لا اعرف هاتین اء عینای هما

ام کؤس ملئت من دم بنت العنب

بکره الوصل اتتنی قصصنا قصصا

من هموم لعبت بی بلیال الکرب

قال لی قلبک لم یرثو من نار هوی

قلت دعنی انا مادمت بهاذا الوصب

ادامه‌ی اشعار عربی

  1. شمارهٔ ۹ - : الهی و کم کنت فی نعمه لکالهی و کم کنت فی نعمه لک
همه‌ی اشعار عربی ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.