پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

دیوان اشعار

مستزاد در مدح سلطان مسعود

ای کامگار سلطان،انصاف تو به گیهان

گشته عیان

مسعود شهریاری،خورشید نامداری

اندر جهان

ای اوج چرخ جایت،گیتی ز روی و رایت

چون بوستان

چون تیغ آسمان گون،گردد به خوردن خون

همداستان

باشد به دستت اندر،از گل بسی سبک تر

گرز گران

بر تیز تگ هزبری،برقی که گردد ابری

زیر عنان

کوهی که باد گردد،چون گردباد گردد

در زیر ران

پیش رفیع تختت،از طوع و طبع بختت

بسته میان

کس چون تو ناشنوده،عادل چو تو نبوده

نوشین روان

در هیچ روزگاری،کس چون تو شهریاری

ندهد نشان

در شکر و مدحت تو،پاینده دولت تو

شد همزبان

آمد بهار خرم،شد عرصه های عالم

پر گلستان

از دست هر نگاری،نیکوتر از بهاری

باده ستان

در عز و ناز و شادی،بر تخت ملک بادی

تا جاودان

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.