پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مثنویات

شمارهٔ ۲۳ - طیبت

طیبتی می کنم معاذالله

از پی خرمی مجلس شاه

شاعر آری چنین بود گستاخ

که بگوید سخن به نظم فراخ

چون از آن مجلس بهشت آیین

دورم افکند روزگار چنین

من دگر چاره‌ای ندانم کرد

دل ازین نوع خوش توانم کرد

تا فلک را همی مدار بود

خاک را اندرو قرار بود

دولت شاه باد پاینده

نعمتش هر زمان فزاینده

مرکب جاه زیر رانش باد

جان دشمن فدای جانش باد

روزگارش شده مسخر باد

دولتش بنده باد و چاکر باد

باد سلطان و پادشاه زمن

از لقایش به دیدگان روشن

تا به دل در نشاط و شادی باد

دولت و ملک شیرزادی باد

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.