پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۲۴۴ - نکوهش بروج دوازده گانه

ازین دوازده برجم رسید کار به جان

که رنج دیدم از هر یکی به دیگر سان

حمل سرود نوا شد به من همی شب و روز

چنانکه بختم ازو گشت رنجه و پژمان

بداد ثور بسی شیر اول و آخر

به یک لگد که برو زد بریخت ناگاهان

چو شخص جوزا هر دو شدند جفت به هم

نخست کرت زادند بهر من احزان

همیشه سرطان با من به هر کجا که روم

همی رود کژ و ناچار کژ رود سرطان

اسد بسان اسد سهمگین و خشم آلود

همی بخاید بر من ز کین من دندان

ز سنبله همه داس آمدست قسمت من

اگر چه دانه او هست قسمت دگران

عجب ز میزان دارم از آن که روزی من

به گاه دادن بر سخته می دهد میزان

مرا چو عقرب عقرب همی زند سر نیش

که درد آن نشود به ز دارو و درمان

همیشه قوس به من بر به سان قوس به زه

همی زند به دلم بر زِ اَندُهان پیکان

ز جدی هست فزون رنج من از آنکه به دل

چریده سبزه لهوم ز روضه امکان

عجب ز دلو همی آیدم که نوبت من

تهی برآید از چاه و من چنین عطشان

ز حوت خاری جسته ست مر مرا در حلق

که هر زمان کنم از درد او هزار افغان

چنین دوازده دشمن که مر مراست کراست

که با همه ز یکی خویشتن نداشت توان

به حکمشان کم و بیش توانگر و درویش

ز امرشان بد و نیک رعیت و سلطان

بدین دوازده دشمن بگو چگونه زید

اسیر دل شده مسعود سعدبن سلمان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۴۶ - ای برادر نکو نگر به وجودخویش را در جهان علم کردن
  2. شمارهٔ ۲۴۷ - وصف لیل و قلمچون سیه کرد خاک پیرامن
  3. شمارهٔ ۲۴۸ - ناله از بند و زندان و مدح ثقة الملک طاهرمقصور شد مصالح کار جهانیان
  4. شمارهٔ ۲۴۹ - هم در مدح آن بزرگفراخت رایت ملک و ملک به علیین
  5. شمارهٔ ۲۵۰ - در مدح سلطان مسعودای چرخ ملک و دولت و سلطان داد و دین
  6. شمارهٔ ۲۵۱ - ستایش شهریارای تاخته از غزنین ناگه زده بر سقسین
  7. شمارهٔ ۲۵۲ - خطاب به شمشیر پادشاهای تیغ شاه موسم کارست کار کن
  8. شمارهٔ ۲۵۳ - مدح سیف الدوله محمودآفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.