پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۱۱۸ - هم در ثنای او

رأی مجلس کرد رای شهریار

پادشاه تاج بخش تاجدار

سیف دولت شاه محمود آنکه شد

مجلس او آسمان افتخار

ای خداوند خداوندان دهر

هم توانا خسروی هم بردبار

مر فلک را رأی تو مهر منیر

مر زمین را کف تو ابر بهار

باغ ملک از کف تو خلد نعیم

جای عدل از رای تو دارالقرار

تیغ تو ناریست اندر رزمگاه

تیر تو بادیست اندر کارزار

جسم بدخواهان بود این را حطب

جان بی دینان بود آن را شکار

طبع تو در علم دریای دمان

کف تو در جود ابر تندبار

تیرهای تو چو کردند از خدنگ

گشت چوب او به بیشه پرنگار

مملکت را این چنین آرد به کف

هر کرا نعمت دهد پروردگار

پادشاهی را چنین گیرد به دست

هر کرا اقبال باشد پیشکار

خسروا بستان ز حور نوش لب

باده رنگین لعل خوشگوار

تا همی پاید زمین و آسمان

تا بود آن را مدار این را قرار

چون زمین و آسمان بادی مدام

بر زمانه پایدار و کامگار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲۰ - گل و می بهتریک شب از نوبهار وقت سحر
  2. شمارهٔ ۱۲۱ - ستایش دیگر از اونگارخانه چین است یا شکفته بهار
  3. شمارهٔ ۱۲۲ - صفت اسب و مدح عارض لشکر عمادالدین منصور بن سعیدبیار آن باد پای کوه پیکر
  4. شمارهٔ ۱۲۳ - در صفت شیر و مدح آن وزیربگشاد خون ز چشم من آن یار سیم بر
  5. شمارهٔ ۱۲۴ - باز در ستایش اوچو روشن شد از نور خور باختر
  6. شمارهٔ ۱۲۵ - مدیح دیگر از آن بزرگدوال رحلت چون بر زدم بر کوس سفر
  7. شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح سیف الدوله محمودای بقد برکشیده همچو سرو و کاشغر
  8. شمارهٔ ۱۲۷ - در مدح عارض لشکرای جهان فضل و بحر رادی و کان هنر
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.